ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٠٨ - ٩ - آداب سجده
است، و گاهى قلبش از آنها يا از مكلّف شدن به آنها كراهت دارد؛ بنا بر اين، اگر منظور از محبّتورزيدن بنده به خداوند- جلّ جلاله- همان طاعت بنده بود، در همان حال مىبايست از محبّت خدا بلكه از خود خداوند- جلّ جلاله- بدش مىآمد، بلكه مىبايست نسبت به خداوند- جلّ جلاله- دشمنى مىداشت، زيرا دشمنى ضدّ دوستى است؛ بر اين پايه، هر گاه بنده از طاعت خدا- جلّ جلاله- بدش بيايد، بايد از دوستى خداوند- جلّ جلاله- بدش بيايد، و با خداوند- جلّ جلاله- دشمنى داشته و كافر گردد. آيا هيچ مسلمان صاحب معرفت عذر تو را در كافر خواندن كسى كه از عبادتى خوشش نمىآيد مىپذيرد؟! و يا سخن تو را در اين باره قبول مىكند؟! ٥- آيا عقلت مىپذيرد كه فرمايش الهى- جلّ جلاله- را كه پيش از اين ذكر نموديم، به اين معنى باشد؟! آنجا كه مىفرمايد:
قُلْ: إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها، أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ، فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ، وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ.[١]- بگو: اگر پدران و پسران و برادران و همسران و بستگان و تبارتان و اموالى كه بدست آوردهايد، و تجارتى كه بيم كساد و بىرواجى آن را داريد، و مسكنهايى كه مىپسنديد، در نزد شما از خدا و رسولش و جهاد در راه خدا محبوبتر است، پس منتظر بمانيد تا خداوند امر خويش را بياورد، و خداوند گروه گناهكار و فاسق را هدايت نمىنمايد.
آيا عقل هيچ عاقلى مىپذيرد كه منظور از فرمايش الهى كه مىفرمايد: أَحَبَّ إِلَيْكُمْ و دوست داشتن ديگر چيزهايى كه خداوند سبحان به شمار درآورده، طاعت و فرمانبرى از آنها باشد؟! فرض كن كه اين احتمال را در باره پدران و پسران و برادران و همسران و خويشاوندان درست بدانى و «دوستى» را به معناى «فرمانبردارى» از آنان معنى
[١] توبه( ٩): ٢٤.