ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٠٣ - ٨ - آداب معنوى ركوع
نشدى، پس بر وصل او بدرود گوى.
آيا نمىبينى كه از ادب بندگان با پادشاهان دار نيستى و زوال اين است كه وقتى با آنها ملاقات نموده و به آنان روى مىآورند، به قصد تعظيم و اجلال، براى آنان ركوع مىكنند، و در اين حالت متذكّر مىشوند كه در پيشگاه آنان قرار دارند، و مقصودشان از اين كار بزرگداشت آنان مىباشد، پس چگونه تو در پيشگاه خداوندى كه به اسرار انسان آگاه است و از هر بزرگى بزرگتر است، بدون حضور قلب و توجّه به او، ركوع و فروتنى مىكنى.[١] از ديگر آدابى كه نمازگزار بايد در حال ركوع رعايت كند، آن است كه اگر در حال ركوع اين دعا را بخواند[٢]:
« [اللّهمّ،] لك خشعت، و بك آمنت، و لك أسلمت، و عليك توكّلت، و أنت ربّى، خشع لك سمعى و بصرى و مخّى و عصبى [و عظامى] و ما أقلّته قدماى، للَّه ربّ العالمين.»
- [خداوندا،] تنها براى تو خشوع نمودم، و فقط به تو ايمان آوردم، و تنها تسليم توام، و فقط بر تو توكّل نمودم، و تويى پروردگارم، گوش و چشم و مغز و عصب و استخوانها و هر چه كه قدمهايم آنها را حمل مىنمايد [يعنى تمام اعضاى بدنم]، براى تو خشوع و فروتنى نموده است، براى خداوندى كه پروردگار عالميان است.
توجّه داشته باشد كه در اين گفتار، صفات كسانى را ادّعا مىكند كه با تمام اعضاى خويش حقيقتا و يقينا متوجّه خداوند گرديده و تسليم و سرسپرده او گشته و بر او توكّل نمودهاند. پس مبادا عضوى از اعضاى تو خضوع و خشوع نداشته و تسليم خداوند- جلّ جلاله- نباشد، يا در امرى از امور دنيا و دين بر خدا توكّل ننموده، و در نتيجه در اين سخن از دروغگويان باشى؛ چرا كه اگر نماز را با دروغ و بهتان بستن به خداوندى كه مالك اوّلين و آخرين است بجا آورى، كدامين نماز براى تو باقى خواهد ماند؟
[١] نسخههاى كتاب در اينجا مخدوش است، و ظاهرا لفظ« ذللت له» درست است كه جايگزين، و بر آن اساس ترجمه صورت گرفت.
[٢] خواندن اين دعا در ركوع مستحبّ است، چنان كه در همين فصل ذكر خواهد شد.