ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٤٥٦ - دعاى حضرت زهرا
خداوندا، من به تو پناهنده مىشوم پس مرا پناه ده، و در حمايت تو درمىآيم پس مرا در تحت حمايتت در آور، و از تو يارى مىجويم پس يارىام فرما، و از تو ياورى مىخواهم پس ياورىام كن، و تو را مىخوانم پس پاسخم ده، و از تو آمرزش مىخواهم پس بيامرزم، و از تو كاميابى مىجويم پس پيروزم گردان، و از تو طلب هدايت مىكنم پس هدايتم فرما، و از تو طلب كفايت مىنمايم پس كفايتم فرما، و به تو پناه مىآورم پس پناهم ده و در آغوشم بگير، و به ريسمان تو چنگ مىزنم پس محفوظم بدار، و بر تو توكّل مىنمايم پس كفايتم فرما، و مرا در ميان بندگان [يا: در پناهندگى] و همسايگى و حفظ [يا:
حوزه و پيرامون] و در پناه [يا: حمايت] و نگاهدارى و پاسدارى و محافظت و حرمت و امنيّت و زير سايه رحمت و پر حمايتت قرار ده، و بر من [سپرى] محافظتكننده از جانب خويش قرار ده، و حفظ و حمايت و حراست و مراعات نمودنت را از پشت و پيش رو و از راست و چپ و بالاى سر و زير و اطرافم قرار ده، تا هيچ يك از مخلوقاتت نتواند بدى، و اذيّت و گزندى به من برساند. معبودى جز تو كه بسيار بخشنده، نو آفرين آسمانها و زمين، صاحب بزرگى و بزرگوارى هستى، وجود ندارد.
خداوندا، مرا از حسادت و رشك حسودان و ظلم ظالمان و كيد افسونگران و مكر مكركنندگان و حيله حيلهگران و فريب فريب دهندگان [و يا به فريب و كشتن تروركنندگان]، و غيبت غيبتكنندگان و ستم ستمگران، و جور جائران، و تجاوز تجاوزكنندگان، و خشم خشمگيرندگان، و تكبّر به خود بالندگان، [يا: نابود كردن از بين برندگان]، و تاختن و زبردستى تازندگان، و وادار كردن واداركنندگان، و ظلم و ستم ظالمان و غاصبان، و زدن و آزار رسانيدن زنندگان، و بدگويى سعايتكنندگان و سخن چينى و سخن چينان و جادوى جادوگران و سركشان و شيطانها، و جور و ستم پادشاهان و بدى و گزند عالميان كفايت بفرما.
خداوندا، به آن اسمت پوشيده پاك پاكيزهاى كه آسمانها و زمين به آن برپاست، و تاريكيها به آن روشن است، و فرشتگان براى آن تسبيح مىگويند، و دلها از آن لرزان و هراسانند، و گردنها در برابر آن فروتن هستند، و مردگان را به آن زنده مىگردانى، از تو مىخواهم كه هر گناهى را كه در تاريكيهاى شب و روشنايى روز، عمدا يا از روى خطا، و پنهانى و يا آشكارا انجام دادهام بيامرزى، و يقين و هدايت و نور و آگاهى و فهم و