ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١٩٧ - توجه خاص در هنگام گفتن مالك يوم الدين
بندگانى باشد كه در نزد او عزيز هستند و بلكه از مدح و ستايش تمام اهل دنيا از او در تمام امور باشد. و اين ترجيح در دوستى مدح و ستايش خداوند- جلّ جلاله- و شكر و سپاسگزارى از او بايد به اندازه تفاوتى باشد كه او- جلّ جلاله- در جلال و عظمت و حقّ انعام و بخشش با بندگانش دارد.
٢- اگر بنده از بجا آوردن حقّ اين مقام عاجز و ناتوان باشد، حدّ اقل بايد دوستى مدح و ستايش و شكر و سپاسگزارى از خداوند- جلّ جلاله- در دلش، از مدح و ثناى اهل انعام از خلايق، يا شكر و سپاس از فرمانروايان مسلمان ترجيح داشته باشد.
٣- اگر حال بنده از اين مقام نيز ناقص باشد، و در مدح و ثناى خداوند- جلّ جلاله- و شكر و سپاسگزارى او سبحانه، از بردگان و بندگانش پستتر باشد، مسلّما ستايش و تمجيد خدا را بسيار كوچك و سبك شمرده، و مستحقّ امورى خواهد بود كه وعده عذاب و تهديد الهى متضمّن آن است.
توجّه خاصّ در هنگام گفتن مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
[١] «يوم الدّين»، روز حساب و عرضه بر پادشاه عالميان و آشكار شدن باطن انسانهاست در محضر تمام كسانى كه بنده، اسرار خود را از آنان پنهان مىكرد، لذا شايسته است كه نمازگزار در اين حال از امورى كه در روز حساب و سؤال بيم آن مىرود، بيم و هراس داشته باشد.
در روايت آمده كه مولايمان امام زين العابدين ٧، هم او كه مقام والايى را در عبادت خداوند داشت، هنگامى كه مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ مىفرمود، مكرّر آن را قرائت مىنمود، تا بحدّى كه هر كس آن حضرت را مىديد، گمان مىكرد كه حضرتش نزديك است جان بسپارد.»
|
و ما الخوف منه يحذرون، و لا الخنا |
عليهم، و لكن هيبة هى ماهيا[٢] |
|
[١] حمد( ١): ٤.
[٢] در برخى از نسخههاى كتاب، ابتداى شعر به اين صورت آمده است:« و ما لخوف ...»