ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢١٠ - فرق محبت و خشنودى خداوند با ثواب و عقاب او
خدا؛ و منظور از خشم و غضب خداوند- جلّ جلاله- نسبت به بنده نافرمانش، عذاب اوست.» ولى پرواضح است كه تقليد از سخنان غير معصوم كه در اين باره گفته شده، عقلا جايز نيست. و روايت نيز اگر از طعن و خردهگيرى سالم بوده و از معصوم صادر شده باشد؛ شايد آن را از باب تقيّه فرموده باشند، زيرا معصومين عليهم السّلام در تقيّه هولناكى بودهاند، و ما در مطلبى كه پيرامون اعتذار از مضمون كتاب «كشّى» ذكر نموديم[١]، شدّت تقيّه ايشان را روشن ساختيم، و وجه تقيّه آن است كه بسيارى از مخالفان ائمّه و اهل تسنّن اعتقاد دارند كه «محبّت و رضايت خدا همان ثواب او، و غضب خدا همان عذاب اوست» يا شايد ائمّه عليهم السّلام آن را به خاطر آشنا كردن و تقريب اذهان پرسشكنندگان يا شنوندگان بيان فرمودهاند، زيرا فهم بسيارى از شنوندگان از درك اسرار صفات خداوندى كه پادشاه عالميان است قاصر و ناتوان مىباشد، لذا شايد ائمّه عليهم السّلام بيم آن را داشتهاند كه اگر به آنها بگويند: «خداوند- جلّ جلاله- دوست مىدارد و خشنود مىشود و غضبناك و خشمگين مىگردد.» زود به ذهن شنونده خطور كند كه خداوند- جلّ جلاله- مانند دوستى و خشنودى طبايع بشرى دوست مىدارد و خشنود مىگردد، يا همانند خشم و غضب دلهاى خاكى غضبناك و خشمگين مىگردد، لذا حضرت ائمّه عليهم السّلام به اندازه كشش عقل پرسشكنندگان و شنوندگان، با آنان سخن گفتهاند.
اگر به برخى از روايات مربوط به اين مطلب توجّه كنى، مىبينى دوستى و خشنودى و غضب و خشمى را نفى نمودهاند كه مزاجها به واسطه آنها تغيير مىكند، و تنها اجسام قابليّت آن را دارند، و فقط بر آنها صدق مىكند، تا آنجا كه همين مطلب را براى فهم بعضى از پرسشكنندگان (بدين مضمون) فرمودهاند:
[١] ر، ك: پيشگفتار ذيل عنوان« جلالت و توثيق ابن سنان» معجم رجال الحديث، ج ١٦، ص ١٥٣.