ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١٩٣ - ٣ - توجه و گفتن«وجهت وجهى »
«هيچ كس ايمانش به خداوند خالص و ناب نمىگردد، تا اينكه خداوند در نزد او محبوبتر از خويشتن و پدر و مادر و فرزندان و فاميل و همه مردم باشد.» و نيز پيرامون اينكه با مقدّم داشتن ديگرى بر رسول خدا- صلوات اللَّه عليه- ايمان حقيقى حاصل نمىشود، رساتر از اين در روايت آمده است. پيامبر اكرم ٦ فرمود: «هيچ بندهاى ايمان نمىآورد، تا اينكه من در نزد وى، محبوبتر از خود وى باشم، و اهل بيتم در نزد او محبوبتر از اهل و فاميلش باشند، و فرزندانم محبوبتر از فرزندانش باشند، و وجود من محبوبتر از وجودش باشد.» بنا بر اين، وقتى رسول خدا- صلوات اللَّه عليه- مقدّم داشتن ديگرى را بر خود صحيح و درست نداند، چگونه با ترجيح غير بر خداوند- جلّ جلاله- ايمان حاصل خواهد شد؟!
٣- توجّه و گفتن «وجّهت وجهى ...»
در اين باره روايات بسيار وارد شده است، از آن جمله:
١- امام صادق ٧ فرمود: «وقتى حضرت على ٧ براى اقامه نماز مىايستاد، و قبل از تكبير مىفرمود: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السّموات و الأرض.»: (روى و تمام وجود خويش را به سوى خداوندى نمودم كه آسمانها و زمين را پديد آورد.) رنگ صورت مباركش دگرگون مىشد، به حدّى كه در چهرهاش نمايان مىگرديد.» ٢- در حديث آمده كه: «حضرت امام حسن بن علىّ ٧ هر گاه از وضو گرفتن فارغ مىشد، رنگ چهرهاش دگرگون مىگرديد.
هنگامى كه در اين باره از آن بزرگوار پرسيده شد. فرمود: «كسى كه مىخواهد بر خداوند صاحب عرش- جلّ و عزّ- وارد شود، شايسته است كه رنگش دگرگون شود.» ٣- روايت شده كه مولايمان امام صادق ٧ فرمود: «هنگامى كه وقت نماز مىرسيد، پوست بدن علىّ بن الحسين ٧ مىلرزيد، و رنگش زرد مىشد، و مانند شاخه [و يا: برگ] خشك درخت خرما به خود مىلرزيد.»