ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢١٧ - ١١ - شهادت به رسالت حضرت محمد بن عبد الله رسول خدا
١١- شهادت به رسالت حضرت محمّد بن عبد اللَّه رسول خدا ٦ و نيابتش از خداوند صاحب عظمت و جلالت
آنچه در رابطه با اين شهادت مهمّ است، آن است كه در شهادت دادن به رسالت رسول خدا ٦ صادق باشى، و معناى اين سخن آن است كه كردارت، گفتارت را در پيروى از پيامبرىاش تصديق كند، زيرا خداوند- جلّ جلاله- در قرآن مبين گروهى را كه دلشان با گفتارشان سازگار نبوده، و به رسالت او شهادت دادهاند، دروغگو ناميده است.[١] همچنين نيك مىدانى كه اگر پيكى از سوى پادشاهى به سوى تو بيايد و در پاداش گفتن كلمهاى هزار دينار به تو ببخشد، و در جزاى گفتن كلمهاى تو را با آتش شكنجه كند، و چنانچه بخواهى كلمه نخست را نگويى و هزار دينار را بگيرى، و كلمه دوّم را ترك گفته و داخل شدن در آتش را چيز كوچك و سبك بشمارى، سپس به پيك بگويى: «گواهى مىدهم كه تو پيك پادشاهى هستى كه من از دينارهاى او بىنياز نيستم، و قدرت و نيرويى بر آتشى كه مرا به آن تهديد مىكند ندارم»، بىگمان آن پيك و ديگر عاقلان به تو مىگويند: كردار تو با ظاهر و گفتارت درست در نمىآيد، اگر تو در دل او را تصديق نموده بودى، كلمه نخست را مىگفتى و هزار دينار را مىگرفتى، و كلمه دوّم را ترك مىگفتى و از آتش در امان مىماندى، زيرا ما عاقلان مىبينيم كه تو در تمام حركات و سكناتت در دار فنا چنين هستى كه وقتى به سود چيزى اطمينان پيدا مىكنى، به سوى آن مىشتابى، و هر گاه راستگو بودن
[١] ظاهرا اشاره است به آيه نخست از سوره منافقون( ٦٣) كه مىفرمايد: إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا: نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ، وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ، وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ.:( هر گاه منافقون نزد تو آمده و گفتند كه ما براستى گواهى مىدهيم كه تو حقيقتا فرستاده خدا هستى،[ آن را قبول منما،] كه خداوند براستى مىداند كه تو فرستاده خدا هستى، و خداوند گواهى مىدهد كه براستى منافقان دروغگويند.)