ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٤٨٩ - حالت امام صادق
آنچه را كه خداوند به تو بخشيده و تو در نزد او به وديعه گذاردى، در حقيقت ملك اوست، و تو در نزد او به عاريت و وديعه گذاردهاى؛ بنا بر اين حتّى در ذهن و خاطر و يا در دل خويش با مالكيّت او مخالفت منما، تا مبادا خود را شريك خداوند شمرده، و به هلاكت مبتلا گشته و خشنودى او از دستت برود.
اگر اين سفارش مرا بپذيرى و توبه يا طلب عفو نموده، و يا چنان كه گفتيم خود را تسليم خداوند نمايى، و به شرحى كه ياد آور نشديم، همه چيز خود را در نزد او به وديعه گذارى، بىگمان خداوند حافظ و نگاهبان تو بوده، و از تو حمايت نموده و پناه خواهد داد، و هيچ فساد و تباهى در هيچ امرى (كم و زياد، و كوچك و بزرگ) بر تو وارد نخواهد شد.
در بعضى از حكايات به نقل از مردى آمده است: عقرب نايابى را ديدم كه بر پشت لاكپشتى سوار شده و لاكپشت آن را از يك سوى رود نيل به سوى ديگر كه من در آنجا بودم، مىبرد، وقتى آن را به كنار آب رسانيد، عقرب بر زمين فرود آمد، و من دنبال آن روانه شدم، با خود گفتم كه اين عقرب جريانى دارد لذا پىگيرى كردم، تا اينكه عقرب به پايين تنه درختى رسيد و از آن بالا رفت و بر روى شاخهاى رفت كه مارى روى آن آويزان و جوانى در زير آن خوابيده بود، عقرب دم مار را گزيد، و مار مرده به زمين افتاد. اين امر در نظر من بسيار بزرگ آمد، به سوى آن جوان آمدم و بيدارش نمودم و گفتم: به اين مار نگاه و ببين خداوند چگونه تو را از آن سالم نگاه داشت. و اين ابيات را براى او خواندم:
|
يا نائما و الجليل يحرسه |
ممّا [يلاقى] في حندس الظّلم |
|
|
كيف تنام العيون عن ملك |
تأتيك منه فوائد النّعم؟ |
|
- اى به خواب رفتهاى كه خداوند بزرگ، تو را از امورى كه در تاريكيهاى بسيار شديد براى تو پيش مىآيد، پاس مىدارد.
چگونه چشمهايت از توجّه به پادشاهى كه بهرههاى نعمتها از سوى او به تو مىآيد، به خواب مىرود؟