ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١٣٠ - اصلاح اعمال و آمادگى براى مرگ
اصلاح اعمال و آمادگى براى مرگ
ما سخن از مرگ و غسل ميّت را بر اساس حال غالب مردم كه در غفلت به سر مىبرند، مرتّب گردانيده و ذكر مىكنيم، هم آنان كه مرگ، زندگى محبوب آنان را به پايان آورده، و خانههايى را كه با آن انس و الفت گرفته بودند ويران نموده، و آرامش و آسودگىشان را مبدّل به پريشانى كرده و بكلّى از ميان مىبرد.
بنا بر اين، عاقل كسى است كه غايت اهتمام و همّت خويش را براى آماده شدن در روزى كه قدمها در آن مىلغزند بكار بندد، و به امورى كه كوتاهىكنندگان بدان سفارش مىشوند عمل كند، زيرا اگر وى كوتاهى كند، كسانى كه به تفريط و كوتاهىاش سفارش نمودهاند، معذور خواهند بود.
مثال او مانند بردهاى است كه مولايش اجازه دهد كه در محضرش وارد شود، و هر چه مىخواهد درخواست نمايد، تا وى زود آن را اجابت كند، يا اعمال شايسته انجام دهد تا وى كرامت و بخشش خود را به او دو چندان گرداند، آنگاه آن برده شروع كند به پرسوجو كردن از گوشههاى مجلس، سپس از بعضى غلامانى كه آنجا هستند نوشتهاى درخواست كند كه سفارش خود را در آن بنويسد، تا هنگامى كه مولايش او را از محضرش كه امكان درخواست و انجام اعمال شايسته بود، بيرون كرد و در را به روى او بست و به ذلّت و خوارى و پستى گرفتار گرديد، آن را به بعضى از همراهان سلطان كه در آنجا هستند برساند. و اتّفاقا سفارشش پيرامون همان امورى باشد كه مىتوانست در حال حضور مولايش از او بخواهد و او برآورده سازد، آيا كسانى كه از حال او آگاهى دارند، او را به بىخردى و نادانى و حماقت نسبت نمىدهند و بر او عيب نمىگيرند؟! حال كسى كه خداوند- جلّ جلاله- در حال زندگانى به او امكان مناجات با خود و انجام عبادات و برآوردن خواستههايش را داده، ولى او كوتاهى و غفلت مىكند، و مىخواهد هنگامى كه مولايش زندگى او را پايان داده و با ذلّت و خوارى در زير