ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٨٨ - اعمال وقت غروب آفتاب
معبودى جز خداوند وجود ندارد، كه يگانه است و شريكى براى او نيست، فرمانروايى تنها مختصّ اوست، و ستايش براى اوست، زنده مىكند و مىميراند [و مىميراند و زنده مىگرداند]، و او خود زندهاى است كه نمىميرد، خير و خوبى تنها به دست [جمال] اوست، و بر هر چيز قادر و تواناست.
و نيز ده بار بگو:
«أعوذ باللَّه السّميع العليم من همزات الشّياطين، و أعوذ باللَّه أن يحضرون، أنّ اللَّه هو السّميع العليم.»
- به خداوند شنواى دانا پناه مىبرم از وسوسهها و خطورات شيطانها، و به خدا پناه مىبرم از اينكه در دلم حضور پيدا كنند، براستى كه خداوند تنها شنواى داناست.
٩- امام صادق ٧ فرمود: «هنگام صبح و شام، دست خويش را بر سر بگذار و بر صورت خود بكش و بعد محاسن خود را به دست بگير و بگو:
«أحطت على نفسى و أهلى و مالى و ولدى من غائب و شاهد، باللَّه الّذى [يا: بالّذى] لا إله إلّا هو عالم الغيب و الشّهادة الرّحمن الرّحيم الْحَيُّ الْقَيُّومُ، لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ، لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ. [مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ، يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ، وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ، وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ، وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما، وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ].»
- محيط و حافظ خود و خانواده و دارايى و فرزندانم چه غايب باشند و چه حاضر، قرار دادم خداوندى را كه معبودى جز او نيست، و آگاه به نهان و آشكار، رحمتگستر، مهربان، زنده، برپا و برپا دارنده همه مخلوقات مىباشد، نه چرت و نه خواب او را مىگيرد، و تمام آنچه در آسمانها و زمين است براى اوست، [كيست كه در نزد او جز به اذن او شفاعت نمايد؟ امور پيشاپيش و پشت سر آنان را مىداند، و مردم به هيچ اندازه از علم او احاطه ندارند، مگر به اندازهاى كه او بخواهد، كرسى [علم] او آسمانها و زمين را فرا گرفته، و نگاه داشتن آنها براى او سنگين و سخت نيست، و اوست بلند پايه و بزرگ.] اگر آن را هنگام صبح بگويى، خداوند تا شب خود و اهل و مال و فرزندانت را نگاه مىدارد، و اگر شب بگويى تا صبح محفوظ مىمانى.»