ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٠٢ - ٨ - آداب معنوى ركوع
رسيدم كه گويى آن را از كسى كه نازل فرمود شفاها و به مكاشفه و عيان مىشنوم، لذا قوّه بشرى تاب مكاشفه جلال الهى را نياورد.» اى كسى كه از حقيقت اين مطلب آگاه نيستى، مبادا آن را بعيد بشمارى، يا شيطان در صحّت آنچه كه روايت نموديم، شكّ و ترديد در تو ايجاد نمايد، بلكه آن را باور كن، آيا نشنيدى كه خداوند- جلّ جلاله- مىفرمايد:
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ، جَعَلَهُ دَكًّا، وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً.[١]- پس هنگامى كه پروردگارش به كوه تجلّى فرمود، آن را فرو پاشانيد، و حضرت موسى بىهوش به زمين افتاد.
و نيز در حديث آمده كه از حضرت صادق ٧ پرسيده شد: چگونه پيامبر اكرم ٦ براى مردم نماز مىگزارد و قرآن قرائت مىفرمود، ولى دلهاى اهل ايمان خاشع و نرم نمىشد؟ فرمود: «پيامبر اكرم- صلوات اللَّه عليه- به اندازهاى كه حال آنان تحمّل و توان داشت قرآن را براى آنان قرائت مىفرمود.» (البتّه ما اين حديث را به صورت مختصر ذكر نموديم.) بخشى ديگر از صفات و حالات ابرار و نيكان در هنگام تلاوت قرآن كريم نيز كه در جاى جاى اين كتاب خواهد آمد، خود هشدار كاملى براى خردمندان است.
٨- آداب معنوى ركوع
شايسته است بنده هنگام گفتن تكبير ركوع، با حالت ذلّت و خاكسارى و خضوع، و حضور قلب، ركوع را بجا آورد و نيّتش اين باشد: مقصودم از ركوع، عبادت خداوند و مالك دنيا و آخرت من است. و در حال ركوع ذلّت بندگى را در برابر كمال و جلال الهى نشان دهد. چه نيكو خداوند به گوينده اين شعر الهام نموده:
|
إذا كان من تهوى عزيزا، و لم تكن |
ذليلا له، فاقر السّلام على الوصل |
|
- هر گاه كسى كه دوستش مىدارى عزيز و سرافراز بود، و تو ذليل و خاكسار او
[١] اعراف( ٧): ١٤٣.