ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٧ - لزوم وجود معصوم در هر زمان
و نمودارشان بر هر كس كه گفتار خداوند- جلّ جلاله- را (كه عارفان آن را دريافته و بدان عمل نمودهاند) باور داشته باشد، پوشيده نمىماند، آنجا كه مىفرمايد:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ، إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.[١]- و جنّ و انس را تنها براى اين آفريدم كه مرا بپرستند.
لزوم وجود معصوم در هر زمان
زيرا مىتوان گفت: از سويى مقصود خداوند- جلّ جلاله- از آفرينش بندگان اين است كه به واسطه شناخت و عبادت او به سعادتمندى نايل آمده به بندگى و مراقبه و توجّه به او مشرّف گردند[٢]، و از سوى ديگر، اگر «حقّ» از ديدگاهها و خواهشهاى نفسانى مردم پيروى مىكرد، تدبير خداوند نسبت به امور جهان تباه و بيهوده مىشد، چنان كه كتاب محفوظ خداوند- جلّ جلاله- بدان ناطق است، آنجا كه مىفرمايد:
وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ، لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ، بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ، فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ.[٣]- و اگر حقّ، از خواهشهاى نفسانى آنان پيروى مىنمود، مسلّما آسمانها و زمين و تمام كسانى كه در آنها وجود دارند تباه مىشدند، بلكه ما مىخواهيم آنان را تذكّر دهيم، ولى آنان از ذكر و ياد آورى روىگردانند.
بنا بر اين، لازم است پيشوايى وجود داشته باشد كه بشر را از اينكه خواهشهاى نفسانى و ديدگاهها و نظريّاتشان، خود و ديگران را نابود سازد بازدارد، يعنى كاملا صفات «حقّ» را دارا باشد، به گونهاى كه اگر از هوا و هوس آنها پيروى كنند، موجب تباهى آنان شود. و اين ويژگى «معصوم» است كه بر همگان واجب است راه هدايت را به راهنمايى او پيموده و به او اقتدا نمايند.
[١]. ذاريات( ٥١): ٥٦.
[٢] چنان كه آيه گذشته بدان دلالت دارد.
[٣] مؤمنون( ٢٣): ٧١.