ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٢٠ - دعاى حضرت مهدى
أهله، [فأنت أهل الجود و الكرم و العفو و التّجاوز. يا ربّ، يا اللَّه، لا تفعل بى الّذى أنا أهله، فإنّى أهل العقوبة] و قد استحققتها، لا حجّة لى و لا عذر لي عندك، أبوء لك بذنوبى كلّها، و أعترف بها كى تعفو عنّى، و أنت أعلم بها منّى، أبوء لك بكلّ ذنب أذنبته و كلّ خطيئة احتملتها [يا:
أخطأتها]، و كلّ سيّئة عملتها. رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ، و تجاوز عمّا تعلم، إنّك أنت الأعزّ [الأجلّ] الأكرم.»
- اى خدايى كه بسيار دعا كردن جز بر گسترش عنايت و عطاى او نمىافزايد، اى كسى كه گنجينههايش تمام نمىشود، اى كسى كه گنجينههاى آسمان و زمين از آن اوست، اى خدايى كه گنجينههاى تمام امور كوچك و بزرگ براى اوست، بدى من جلوى احسان و نيكى تو را نگيرد تا آنچه را كه شايسته آن هستى به من روا ندارى، [زيرا تو اهل بخشش و بزرگوارى و عفو و گذشت هستى. اى پروردگار من، اى خدا، با من آنچه را كه سزاوارم مكن، كه من اهل عذاب هستم،] و اينك مستحقّ عقوبت توام، و حجّت و دليلى و عذرى در نزد تو ندارم، به همه گناهانم در نزد تو اقرار و اعتراف مىكنم تا از من درگذرى. و تو نسبت به من از خودم آگاهتر هستى، در درگاه تو به هر گناه و خطا و بدى كه مرتكب شدم اقرار مىنمايم. پروردگارا، بيامرز و رحم آر، و از تمام آنچه مىدانى در گذر، كه تو سرافرازترين [بزرگترين] و بزرگوارترين هستى.
بعد بپا خاست و داخل طواف شد، ما نيز به خاطر قيام او ايستاديم، فردا نيز در همان وقت بازگشت، باز با آمدن او به سوى ما مانند گذشته بپا خاستيم، و او در وسط مجلس نشست و به راست و چپ نظر افكند و فرمود: علىّ بن الحسين عليهما السّلام، سرور عبادتكنندگان پيوسته در سجدهاش در همين جا- و با دست به حجر اسماعيل زير ناودان اشاره نمود- مىفرمود:
«عبيدك بفنائك، مسكينك بفنائك، فقيرك بفنائك، [سائلك بفنائك]، يسألك ما لا يقدر عليه غيرك.»
- بنده كوچك تو در آستانه توست، مسكين و بيچارهات در درگاه توست، نيازمند به تو در درگاه توست، [سائل تو در آستانه توست]، و از تو آنچه را كه غير تو بر آن قادر نيست، درخواست مىنمايد.