ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٨٢ - نكوهش وارد شدن در نماز با حالت كراهت
بله، به خدا سوگند، اگر مرا دوست مىداشتند، مسلّما هر كس را من دوست مىدارم، دوست مىداشتند.» آيا به كلام منقول از امام صادق (صلوات اللَّه عليه) كه با عقل نيز سازگار است، گوش فرا نمىدهى كه «هر كس معصيت خدا را بكند، خدا او را دوست نمىدارد.» پس اگر معصيتكار، دوستدار خداوند بزرگوار نباشد، چگونه كسى كه امورى را كه موجب قرب او به خداوند سبحان است، سنگين مىشمارد، دوستدار او به شمار خواهد آمد، و يا چگونه به بهرهها و فوايد اقبال خداوند، معرفت خواهد داشت؟
و نيز به حديث ديگر و سوگند پر فروغى كه در بر دارد بنگر، آنجا كه فرمود: «بله، به خدا سوگند، اگر مرا دوست مىداشتند، هر كس را كه من دوست مىدارم دوست مىداشتند.» و چيزى نيز عقل را از اعتقاد داشتن به اين مطلب باز نمىدارد؟
پس مبادا با عذرهاى نادرست و باطل مغالطه كنى، عذرهايى كه در نزد خداوند آگاه به اسرار، و آنگاه كه با سر باز و در حضور اوّلين و آخرين، در پيشگاه او براى محاسبه مىايستى سودى به حال تو نمىبخشد. چگونه ممكن است با وجود كراهت داشتن از نماز و يا سنگين شمردن آن به مقام والاى خداوندى كه تو را به سوى نماز فرا خوانده و تشويق نموده معرفت داشته باشى؟ آيا نمىدانى كه خداوند با زبان اعلامكنندگان و راويانى كه تعداد آنها به تواتر [و به حدّ يقين] مىرسد و كار به آنجا رسيده كه گويى تو آن سخنان را از زبان سرور پيامبران فرستاده شده يعنى رسول اكرم ٦ مىشنوى. باز خداوند- جلّ جلاله- به اين قناعت ننموده تا اينكه خود شفاها تو را به سوى نماز و محافظت بر آن فرا خوانده، و با جلال و عظمت و حرمت و هيبت خويش بر تو روى آورده و فرموده است:
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى، وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ.[١]- بر همه نمازها، بويژه بر نماز ميانه، محافظت نماييد، و با حالت خضوع براى خداوند بپا خيزيد و او را عبادت كنيد.
[١]. بقره( ٢): ٢٣٨.