ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١٥٩ - تسليت و اندوهگسارى
تو نگشته، و تو را از گناه دور ننموده و موجب قرب تو به پروردگارت نشده، پس اگر به پروردگارت معرفت داشته باشى، مصيبت تو به واسطه قساوت قلب و سنگدلىات از گرفتار شدن به مصيبت ميّت بزرگتر مىباشد.» و نيز از جمله سخنانى كه هنگام تسليت گفته مىشود اين است: مسلّما خداوند- جلّ جلاله- در برابر صبر و خشنودى به مصيبتها پاداشى بزرگتر از بقاى زندگان عنايت فرموده، و شخص عاقل همواره به مواهب و مناقب بيشتر ميل و رغبت دارد، خداوند- جلّ جلاله- مىفرمايد:
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ، قالُوا: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ، وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.[١]- آنان كه وقتى به مصيبتى گرفتار مىشوند، مىگويند: همانا ما از آن خداييم، و تنها به سوى او بازمىگرديم، آنانند كه درودها و رحمتى از ناحيه پروردگارشان بر آنان خواهد بود، و هم ايشانند كه هدايت پذير مىباشند.
و در تسليت و اندوهگسارى عارفان همين بس كه مرگ از تدبيرهاى خداوند ارحم الرّاحمين و اكرم الأكرمين است و خداوند هيچ گاه در تدبير و كارسازى و مهربانى و عطوفتش بر نيكوكاران و حتّى بدكاران به ظلم و ستم متّهم نمىگردد.
چنانچه برخى از مصلحتها و سعادتمنديهايى كه در باطن مرگ نزديكان است براى بستگان مردگان آشكار مىشد، مسلّما ميّت و بستگان وى از خداوند درخواست مىكردند كه هر چه زودتر رخدادهاى ناگوار را بر ديگر چيزها مقدّم بدارد، و اگر نمىمردند و اين مصلحتها و عنايتها به تأخير مىافتاد، به خاطر بدست آوردن آن عنايتها از گريهاى كه هنگام مرگ دارند، بيشتر مىگريستند.
و آنچه در نزد خردمندان واقعى مهمّ است، مرگ دل و صفات كمال انسانى است؛ و امّا مرگ بدنها و انتقال آنها از جايى كه محلّ دگرگون شدن زمانهاست، با وجود سلامتى دين، مايه سعادتمندى و افزونى است.
[١] بقره( ٢): ١٥٦ و ١٥٧.