ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٨٣ - نكوهش عجله در تمام كردن نماز
حال اگر كه با وجود شناخت و معرفت به تمام آنچه كه خداوند از سعادت دنيا و دين تو را به سوى آن فرا خوانده شادمان نگردى، چگونه از مسلمانان و تسليمشوندگان و تصديقكنندگان خواهى بود؟
نكوهش عجله در تمام كردن نماز
اى كاش مىدانستم كه چرا مىخواهى نماز را زود تمام كنى؟ اى لغزشكار،[١] اى سياه روى و سياه نامه، اى كسى كه نفس خويش را به دست خود در مهالك مىاندازى، آيا مىخواهى از سعادتمندى به سوى غفلت و شقاوت خارج گردى؟
در روايتى آمده كه امام صادق ٧ فرمود: «هنگامى كه بنده به نماز بايستد، و نمازش را مختصر بخواند، خداوند- تبارك و تعالى- [به فرشتگان] مىفرمايد: آيا به بنده من نمىنگريد، گويا خيال مىكند كه برآورده شدن حوايجش به دست غير من است، آيا نمىداند كه برآورده شدن خواستههايش به دست من است؟» و نيز روايت شده كه مولايمان امام زين العابدين ٧ فرمود: «امّا حقوق نماز آن است كه بدانى نماز وارد شدن به درگاه الهى است، و نيز اينكه در حال نماز در پيشگاه خدا ايستادهاى؛ پس هر گاه اين را دانستى شايسته است كه مانند شخص ذليل و كسى كه هم ميل و رغبت دارد و هم بيم و هراس، هم مىترسد و هم اميدوار است، ايستاده و اظهار مسكنت و تضرّع نموده، و با آرامش و وقار [و يا سر به زير انداخته] و فروتنى اعضا و تواضع، و مناجات نيكو با كسى كه در برابر او ايستادهاى مقام او را تعظيم نموده، و از او درخواست نمايى وجودت را كه اشتباهاتت بدان احاطه نموده و گناهانت به هلاكت كشانيده، [از آتش جهنّم] آزاد كند. و هيچ دگرگونى و نيرويى نيست مگر به خداوند.» همچنين در حديث است كه امام صادق ٧ فرمود: «به خدا سوگند، گاهى پنجاه سال بر انسان مىگذرد در حالى كه خداوند يك نماز او را نپذيرفته است، چه چيز از
[١] به جاى اين كلمه، در برخى از نسخههاى كتاب آمده است:« يا معترّ»« يعنى: اى كسى كه بدون درخواست، خواهان نيكى هستى»