ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٧١ - و از جمله آنها مسائل نماز و روزه و غير آنها است
مسافرت با آن جايز نيست. و اگر به جواز آن گفته شود ظاهر آن است كه نماز بر او واجب نمىباشد، نه به طور ادا و نه به طور قضا. و همچنين در صورتى كه قبل از طلوع فجر مسافرت كند، روزه بر او واجب نيست، نه به طور ادا و نه به طور قضا. و اگر بعد از طلوع فجر باشد آيا قضاى اين روز، فقط واجب است؟ در آن اشكال است و احوط (وجوبى) قضاى آن مىباشد. و اگر در وقت ظهر با آن مسافرت كند نماز ظهر و عصر بر او واجب است، اگر چه جميع ركعات در اول ظهر واقع شود. و اگر مثلًا نذر كرده باشد كه در مسافرت، روز جمعه را روزه بگيرد پس روزه را در جايى نيّت كند سپس اول طلوع آفتاب مسافرت نمايد پس تمام روز او اول طلوع باشد سپس به سيرش سرعت دهد پس ناگزير در بين الطلوعين سپس شب يعنى سحر داخل مىشود پس روز جمعه را تا شب به اين شكل روزه گرفته است، بنا بر اين بعيد نيست كه روزهاش صحيح بوده و به نذرش وفا كرده باشد. البته اگر بعد از يك ساعت يا چند ساعت قبل تمام شدن روز نسبت به ما سرعت پيدا كند پس با سير كردنش داخل شب جمعه شود، ظاهر آن است كه به نذرش وفا نشده؛ براى آنكه تمام روز روزه گرفته نشده است.
مسأله ١٠- اگر با هواپيمايى كه سرعتش بيشتر از حركت زمين باشد سفر نمايد و از شرق به غرب سير نمايد، پس ناگزير آفتاب بر او از مغرب زمين- عكس طلوع آن براى اهل زمين- طلوع مىكند، پس آيا اعتبار در نمازها به طلوع و غروب آفتاب نسبت به او مىباشد- نه نسبت به اهل زمين- بنا بر اين، مثلًا نماز صبح را قبل از طلوع خورشيد از مغرب، كه وقت غروب اهل زمين است مىخواند و نماز مغرب و عشا را بعد از غروب آفتاب در افق شرقى مىخواند، يا تابع زمين مىباشد، كه در وقت طلوع آفتاب از مغرب به اندازه چهار ركعت، مختص به نماز عصر است سپس بين ظهر و عصر تا ماندن وقت براى چهار ركعت به زوال، مشترك مىباشد سپس اختصاص به ظهر پيدا مىكند و نماز صبح را بعد از غروب آفتاب كه آن وقت، نسبت به اهل زمين بين الطلوعين است مىخواند سپس بعد از آن وقت اختصاصى عشا سپس نماز مغرب و عشا و بعد از آن وقت اختصاصى نماز مغرب داخل مىشود؟ در آن اشكال است، اگر چه بعيد نيست كه پيروى نمودن از اهل زمين لازم باشد پس در اوقات زمين نماز مىخواند.