ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٣٢ - در اينجا چند مسأله است
چهارم- «سمحاق»
و سمحاق آن است كه گوشت را مىبُرد و به پوسته نازك پوشاننده استخوان مىرسد. و در سمحاق چهار شتر است.
پنجم- «موضحه»
و موضحه آن است كه وضح استخوان را آشكار مىكند؛ و «وضح» يعنى سفيدى استخوان. و در موضحه پنج شتر مىباشد.
ششم- «هاشمه»
و هاشمه آن است كه استخوان را مىشكند و خورد مىكند و حكم، مخصوص به شكستن است، اگر چه جرحى نباشد. و در هاشمه ده شتر مىباشد. و احوط (وجوبى) در اينجا اعتبار سنّ و عمر شترها است به طور توزيع از چهار جزء ديه در قتل خطا و از سه جزء در قتل شبه عمد. و اختلاف روايات در ديه خطا و شبه عمد گذشت و ما احتمال تخيير داديم و قائل به احتياط شديم؛ پس اگر در ديه خطا بيست بنت مخاض و بيست ابن لبون و سى بنت لبون و سى حقه بگوييم، احوط (وجوبى) در اينجا دو بنت مخاض و دو ابن لبون و سه بنت لبون و سه حقه مىباشد. و بايد اين فرض را گرفت نه فرضهاى ديگر را، و احوط (وجوبى) در شبه عمد چهار خلفه ثنيه و سه حقّه و سه بنت لبون مىباشد.
هفتم- «منقّله»
و منقّله- بنابر تفسير گروهى- آن است كه سبب احتياج به انتقال استخوان از جايى به جاى ديگر مىشود. و در آن پانزده شتر است.
هشتم- «مأمومه»
و مأمومه آن است كه به ام الرأس برسد- يعنى به خريطه (يعنى جلد و غلافى) كه مخ را جمع مىنمايد- و در مأمومه ثلث ديه است حتى در شتر بنابر احوط (استحبابى)، اگر چه اقوى در شتر، اكتفا نمودن به سى و سه شتر است.
در اينجا چند مسأله است:
مسأله ١- «دامغه» و دامغه آن است كه خريطهاى كه مغز را در بر دارد، مىشكافد و به دماغ و مخ مىرسد؛ پس سالم بودن با آن بعيد است و بنابر فرض سالم ماندن، علاوه بر مأمومه، در آن حكومت است.
مسأله ٢- «جائفه» و جائفه آن است كه از جهتى از جهات به جوف مىرسد- شكم باشد يا سينه يا كمر يا پهلو- در جائفه بنابر احوط (وجوبى) ثلث مىباشد. و بعضى گفتهاند