ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٠٨ - ازدواج انقطاعى
دخترت را به من تزويج نمايى پس ديگرى بگويد: «قبول كردم و زوجه تو قرار دادم دختر خود را» پس هر دو عقد صحيح مىباشد و هر كدام مستحق مهر المثل مىباشند.
ازدواج انقطاعى
و به آن متعه و ازدواج موقت گفته مىشود.
مسأله ١- ازدواج موقت از اين جهت كه محتاج عقدى است كه ايجاب و قبول لفظى دارد و در آن مجرد رضايت قلبى از دو طرف و معاطات و نوشتن و اشاره، كفايت نمىكند و در غير اينها، مانند ازدواج دائم است، چنان كه همه اينها تفصيل داده شد.
مسأله ٢- الفاظ ايجاب در اين عقد، «مَتَّعْتُ» و «زَوَّجْتُ» و «انكَحْتُ» مىباشد؛ هر كدام اينها حاصل شدند ايجاب به آن واقع مىشود و با مثل تمليك و هبه و اجاره منعقد نمىشود. و قبول، هر لفظى است كه بر انشاى رضايت به آن دلالت كند مانند قول او:
«قبلت المتعة» يا «... التزويج» و «قبلت» و «رضيت» كفايت مىكند. و اگر مرد با قبول ابتدا كند و بگويد: «تزوجتك»، آنگاه زن بگويد: «زوجتك نفسى» صحيح است.
مسأله ٣- متعه كردن زن مسلمان از ناحيه كافر- تمام اصناف آن- جايز نيست.
همچنين متعه كردن مرد مسلمان، زن غير كتابى را- تمام اصناف كفار- و زن مرتد و ناصبى كه عداوتش را آشكار مىكند، مانند زنى كه از خوارج باشد، جايز نمىباشد.
مسأله ٤- نبايد روى عمه به دختر برادرش و نه روى خاله به دختر خواهرش، تمتع شود مگر با اذن يا اجازه آنها. و همچنين بين دو خواهر جمع نمىشود.
مسأله ٥- ذكر مهر در ازدواج موقت شرط است، پس اگر اخلال به آن نمايد باطل است. و معتبر است كه مهر ماليّت داشته باشد؛ چه عين خارجى باشد يا كلى در ذمّه يا منفعت يا عملى باشد كه براى عوض قرار گرفتن صلاحيت داشته باشد يا حقى از حقوق مالى باشد مثل تحجير و مانند آن. و معتبر است كه با كيل يا وزن در مكيل و موزون؛ و با شمردن در معدود؛ يا با مشاهده يا وصفى كه رافع جهالت باشد، معلوم باشد. و مقدار آن بستگى به رضايت طرفين دارد؛ كم باشد يا زياد.