ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣١٠ - ازدواج انقطاعى
(استحبابى) در آن، اجراى طلاق و تجديد ازدواج است اگر بخواهد و احوط از آن با مراعات آن احتياط، اين است كه صبر كند تا مدتى كه به يك مرتبه يا دو مرتبه تقدير شده بگذرد يا آن را هبه نمايد.
مسأله ١٠- اگر زن مثلًا بگويد: «زوّجتك نفسى الى شهر او شهراً» و آن را مطلق بگذارد اقتضا دارد كه متصل به عقد باشد. و آيا جايز است كه مدت متعه را با فاصله از عقد قرار دهد، به اينكه مثلًا يك ماه تعيين شود ولى مبدأ اين يك ماه بعد از يك ماه از وقت عقد باشد يا نه؟ دو قول است كه احوط (وجوبى) آنها دومى است.
مسأله ١١- تجديد عقد بر زن- دائم باشد يا منقطع- قبل از انقضاى مدت يا قبل از بذل مدت، صحيح نيست؛ پس اگر مدت آن يك ماه باشد و بخواهد مدت آن را زياد كند، بايد آن را ببخشد، سپس عقدش نمايد.
مسأله ١٢- جايز است كه بر زن و بر مرد شرط شود كه شب يا روز نزد ديگرى بيايد و جايز است اينكه يك مرتبه يا چند مرتبه- با تعيين مدت آن به زمان- شرط شود.
مسأله ١٣- عزل كردن در ازدواج موقت، بدون اذن زن جايز است، اگر چه در ازدواج دائم آن را جايز ندانيم، و ليكن اگر حامله شود فرزند به مرد ملحق مىشود اگر چه عزل نموده باشد؛ چون كه احتمال دارد منى- بدون توجه او- سبقت بگيرد. و اگر او را از خودش نفى كند ظاهراً منتفى مىشود و احتياج به لعان ندارد در صورتى كه معلوم نباشد كه نفى او از روى گناه باشد با اينكه احتمال مىرود كه فرزند از او باشد. و به هر حال نفى او بينه و بين اللَّه جايز نيست، مگر با علم به اينكه منتفى مىباشد.
مسأله ١٤- طلاق بر او واقع نمىشود و فقط با انقضاى مدت يا هبه آن جدا مىشود و بعد از آن نمىتواند رجوع كند.
مسأله ١٥- با اين عقد، توارث بين زوجين، ثابت نمىشود؛ پس اگر شرط كنند كه از همديگر ارث ببرند يا يكى از آنها ارث ببرد، در ارث بردن، اشكال است. بنا بر اين، احتياط با ترك اين شرط، ترك نشود، و با چنين شرطى، مصالحه ترك نشود.
مسأله ١٦- اگر قبل از دخول، مدت آن منقضى شود يا مدت آن را ببخشد، عده ندارد. و