ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٢٧ - سوم- بينايى؛
اولًا انجام دادند، سپس بين گوش سالم و مريض مقايسه مىشود پس ارش به حساب آن داده مىشود. و حتماً بايد اين كار را در سكون هوا صورت داد؛ و با وزيدن باد، مقايسه نمىشود. و همچنين مقايسه در جاهاى معتدل انجام مىشود.
سوم- بينايى؛
و در زايل شدن بينايى از دو چشم، ديه كامل است؛ و از يكى از آنها نصف آن است.
مسأله ١- بين افراد چشم كه مختلف مىباشند، تيزبينشان و غير آن، حتى حولا (دوبين) و عشوا (شب كور) و آنكه در چشمش سفيدى است كه او را از بينايى جلوگيرى نمىكند و عمشاء (تاربين) بعد از آنكه بيننده است، فرقى نيست.
مسأله ٢- اگر حدقه را دربياورد چيزى مگر يك ديه بر او نيست؛ و بينايى تابع حدقه است. و اگر بر او به غير آن، جنايتى وارد نمايد، مانند اينكه به سر او ضربتى بزند پس بينايى او از بين برود، بر او ديه جنايت با ديه بينايى است.
مسأله ٣- اگر چشم به حالت خودش باقى باشد و مجنى عليه ادعا كند كه بينايىاش رفته است و جانى آن را انكار نمايد، مرجع اهل خبره است؛ پس اگر دو شاهد عادل از اهل خبره يا يك مرد و دو زن، شهادت دادند ديه ثابت مىشود. پس اگر گفتند عودت آن اميد نمىرود، ديه استقرار پيدا مىكند. و نيز اگر بگويند اميد برگشتن هست بدون آنكه زمانى تعيين نمايند، ديه گرفته مىشود. ولى اگر بگويند بعد از مدت معيّن متعارفى اميد مىرود، پس اين مدت منقضى شود و عود نكند، استقرار مىيابد.
مسأله ٤- اگر قبل از گذشت مدتى كه اجل برايش تعيين شده بود بميرد، ديه مستقر مىشود. و همچنين اگر ديگرى چشم او را دربياورد. البته اگر عودت آن ثابت شود پس درآورده شود ظاهراً ارش دارد، چنان كه اگر قبل از استيفاى ديه، عود كند، بر او ارش مىباشد و اما بعد از آن ظاهراً ديه برگشت داده نمىشود.
مسأله ٥- اگر در عود آن اختلاف نمايند قول، قول مجنى عليه است.
مسأله ٦- اگر ادعا كند كه بينايىاش رفته و حال آنكه چشمش قائم به حال خودش است و بيّنهاى از اهل خبره نباشد، حاكم او را به قسامه قسم مىدهد و براى او قضاوت مىكند.