ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٠٣ - كتاب غصب
مسأله ٥٤- همان طور كه دست غاصبانه و آنچه كه ملحق به آن است، موجب ضمان است- و اين ضمان «ضمان يد»، نام دارد و تفصيل آن را در مسائل سابق دانستى- همچنين براى ضمان دو سبب ديگر نيز هست: اتلاف (تلف نمودن) و تسبيب (سبب شدن براى تلف). و به عبارت ديگر: براى ضمان سبب ديگرى هست كه اتلاف باشد؛ چه به مباشرت يا به تسبيب.
مسأله ٥٥- اتلاف به مباشرت، واضح است و مصاديق آن مخفى نمىباشد، مانند اينكه حيوانى را ذبح كند يا تيرى به آن بزند و آن را بكشد يا ظرفى را بزند و بشكند يا چيزى را در آتش بيندازد و بسوزاند و غير اينها از مواردى كه شمرده نمىشود. و اما اتلافى كه به تسبيب باشد عبارت است از اينكه چيزى را ايجاد كند كه به سبب واقعهاى، اتلاف بر آن چيز مترتب مىشود مثل اينكه در معابر، چاهى را بكند آنگاه انسان يا حيوانى در آن بيفتد، يا چيزهاى لغزنده و ليز را- مانند پوست خربزه و هندوانه- در راهها بيندازد، يا ميخى را در راه به زمين بكوبد و آسيب يا جنايتى بر حيوان يا انسانى برسد، يا چيزى را در راه قرار بدهد و چهارپا بر آن عبور كند و رم كند و صاحبش را زخمى نمايد، يا ناودانى را به طرف راه خارج كند و به عابرين ضررى برساند، يا بچه يا حيوانى را كه نتواند فرار كند در محل درندگان بيندازد و درنده او را بكشد و از اين قبيل است جايى كه زنجير چهارپا را باز كند و آن فرار كند، يا قفس پرندهاى را باز كند و آن فوراً يا بعد از مكثى فرار كند و غير اين موارد.
پس در همه اين موارد، فاعل سبب، ضامن مىباشد و بر او است كه غرامت تلف شده را بكشد و عوض آن را بدهد- اگر مثلى باشد مثل آن را و اگر قيمى باشد قيمت آن را- و اگر سبب معيوب شدن مال شود بايد ارش آن را بدهد چنان كه در ضمان يد گذشت.
مسأله ٥٦- اگر گوسفند بچهدارى را غصب نمايد و بچهاش به خاطر گرسنگى بميرد، يا مالك گله يا چوپان آن را از حفاظت گله جلوگيرى نمايد و اتفاقاً تلف شود، به سبب اين تسبيب ضامن نمىباشد، مگر اينكه غذاى بچه منحصر در شير خوردن از مادرش باشد و گله در محل درندهها و مظان خطر باشد و حفاظت آن منحصر به حفاظت چوپان از آن باشد كه در اين صورت احتياط (واجب) آن است كه ضامن مىباشد.