ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٥٥ - ذباحه
هر نحوى بميرد، حلال است؛ چنان كه اگر فرض شود كه آتش وسيله شكار ملخ است به اينكه اگر آتش روشن شود ملخهايى اطراف آن جمع مىشوند و خودشان را در آتش مىاندازند، پس آتش را براى اين منظور روشن كند و جمع شوند و به وسيله آن آتش بگيرند، حلال بودن آنها بعيد نيست.
مسأله ٣٣- ملخ مادامىكه در پريدن استقلال پيدا نكرده، حلال نمىباشد و آن به نام «دبى» بر وزن «عصا» مىباشد و آن ملخى است كه حركت مىكند، ولى هنوز بالهايش روييده نشده است.
ذباحه
و كلام در ذابح (ذبحكننده) و وسيله ذبح و كيفيت آن و بعضى از احكامى كه تعلق به ذبح (سر بريدن) دارد، در طىّ مسائلى است:
مسأله ١- شرط است كه ذابح، مسلمان يا در حكم آن باشد- مانند كسى كه متولد از مسلمان است- پس ذبيحه كافر؛ چه مشرك باشد يا غير مشرك، حتى بنابر اقوى اگر اهل كتاب هم باشد حلال نيست. و ايمان در ذابح شرط نمىباشد؛ پس ذبيحه همه فرقههاى اسلام حلال است غير از ناصبى اگر چه اظهار اسلام نمايد.
مسأله ٢- مرد بودن و بلوغ و غير آن در ذابح شرط نيست؛ پس ذبيحه زن حلال است، تا چه رسد به خنثى و همچنين است ذبيحه حائض و جنب و نفساء و بچه- در صورتى كه مميز باشد- و نابينا و ختنه نشده و ولد زنا.
مسأله ٣- در صورت اختيار، ذبح با غير آهن جايز نيست؛ پس اگر با غير آهن- در صورتى كه دسترسى به آهن باشد- ذبح شود، اگر چه از معادن ذوب شدنى باشد مانند برنج و مس و طلا و نقره و غير اينها، حلال نمىباشد. البته اگر آهن نباشد و با تأخير ذبح، ترس مردن ذبيحه باشد يا اضطرار به آن پيدا كند، با هر چيزى كه اعضاى ذبح را جدا مىكند، ذبح آن جايز است و لو اينكه قلم يا پوست نى يا سنگ تيز يا شيشه يا غير اينها باشد. البته در وقوع تذكيه با دندان و ناخن در صورت ضرورت، اشكال است؛ اگر چه عدم