ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٨٥ - چهارم اگر كف دست كسى را قطع نمايد
دست جانى كمتر بوده، دارد؟ بعضى گفتهاند كه: نه. و بعضى گفتهاند: بلى، در جايى كه انگشت او به جنايتى قطع شده باشد و ديه او را گرفته يا مستحق آن باشد و اما اگر خلقتاً يا به آفتى مفقود باشد قصاصگيرنده مستحق چيزى نمىباشد. و اشبه آن است كه مطلقا حق ديه دارد. و اگر شخص سالم، ناقص را قطع نمايد- عكس آنچه كه گذشت- آيا دست جانى بعد از اداى ديه آنچه كه مجنى عليه كمتر دارد، قطع مىشود يا قصاص نمىشود و بر او ديه است يا آنچه را كه وجود دارد قصاص مىكند و در بقيه، حكومت ثابت مىباشد؟ وجوهى است و اين مسأله مشكل است و نظير آن گذشت.
دوم: اگر انگشت مردى را قطع كند پس به كف دست او سرايت نمايد به طورى كه كف او قطع شود سپس بهبودى پيدا كند،
قصاص در هر دو ثابت است؛ پس كف دست او از مفصل قطع مىشود. و اگر دست او را از مفصل زند قطع نمايد قصاص ثابت است. و اگر با آن قسمتى از ذراع را قطع نمايد از مفصل زند قصاص مىكند و در زايد، احتمال تعيين مقدار به حكومت و احتمال حساب كردن به مسافت آن مىباشد. و اگر آن را از مرفق قطع نمايد پس قصاص ثابت است و در زيادى، آن چيزى است كه گذشت. و حكم پا حكم دست مىباشد؛ پس در قطع از مفصل قصاص ثابت است و در زياده آن است كه گذشت.
سوم: در قصاص، تساوى در اصلى و زايد بودن شرط است،
پس اصلى به زايد و لو با يكى بودن محل و همچنين زايد به اصلى در صورت اختلاف محل قطع نمىشود. و اصلى به اصلى با يكى بودن محل و زايد به زايد در صورت يكى بودن محل و همچنين زايد به اصلى با يكى بودن محل و نبود اصلى، قطع مىشود. و دست زايد راست به زائد چپ و برعكس آن قطع نمىشود. و همچنين زايد راست به اصلى چپ و همچنين بر عكس آن قطع نمىشود.
چهارم: اگر كف دست كسى را قطع نمايد
چنانچه جانى و مجنى عليه انگشت زايدى در يك محل داشته باشند مانند ابهام زايد در دست راستشان، و راست از كف، قطع شده