ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٤٣ - موجب قصاص
مسأله ٩- اگر او را از غذا يا آشاميدنى، در مدتى كه براى مثل او احتمال بقا نباشد منع كند، اين عمد است اگر چه قصد قتل را ننمايد. و اگر مدتى باشد كه مثل او عادتاً تحمّل مىكند و به سبب آن نمىميرد ليكن مرگ اتفاق بيفتد يا در پى بىآن به سبب آن مرضى حادث شود پس بميرد، در آن تفصيل است بين اينكه قتل- و لو رجاءً- مقصود بوده يا نه.
مسأله ١٠- اگر او را به آتش بيندازد پس نتواند بيرون بيايد تا بميرد، يا او را از بيرون آمدن از آتش جلوگيرى كند تا بميرد، به واسطه اين كار كشته مىشود. و در صورتى كه طرف عمداً و از روى سهل انگارى از آتش بيرون نيايد، نه قودى هست و نه ديه قتلى، ولى ديه جنايت انداختن در آتش بر او مىباشد. و اگر حال معلوم نشود و هر دو امر محتمل باشد، قود و ديهاى ثابت نمىشود.
مسأله ١١- اگر او را در دريا و مانند آن بيندازد پس نتواند كه بيرون بيايد تا بميرد يا نگذارد كه خارج شود تا بميرد، به واسطه اين كار كشته مىشود. و در صورتى كه عمداً و از روى كوتاهى خارج نشود يا شك در آن باشد حكم او مانند مسأله گذشته است. و اگر معتقد باشد كه بر خروج توانا است، زيرا او از اهل فن شنا مىباشد پس او را بيندازد سپس معلوم شود كه چنين نبوده است و پرتابكننده هم نتواند او را نجات دهد، عمد نمىباشد.
مسأله ١٢- اگر رگ او را بزند و او را از بستن آن جلوگيرى كند پس خون برود و بميرد قود بر او مىباشد. و اگر او را رگ بزند و رهايش كند چنانچه بر بستن آن قدرت داشته باشد ولى عمداً و از روى سهلانگارى و كوتاهى آن را ترك نمايد تا بميرد نه قودى هست و نه ديه نفسى، ولى ديه رگ زدن بر او مىباشد. و اگر بر بستن آن توانا نباشد چنانچه جانى اين را بداند بر او قود مىباشد. و اگر جانى آن را نداند، پس اگر او را به قصد قتل- و لو رجاءً- رگ بزند پس بميرد ظاهراً قود بر او مىباشد. و اگر قصد قتل او را نداشته باشد، بلكه او را رگ بزند به اميد بستن آن، بر او قود نمىباشد، ولى ديه شبه عمد بر او مىباشد.
مسأله ١٣- اگر كسى عمداً خود را از بالا روى انسانى بيندازد چنانچه اين از چيزهايى است كه غالباً مىكشد و لو به خاطر ضعفى كه «مُلقى عليه» (انسان زير مانده) دارد به جهت پيرى يا كوچكى يا بيمارى، قود بر او مىباشد وگرنه چنانچه قصد قتل او را- و لو رجاءً-