ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٤٢ - موجب قصاص
مسأله ٣- اگر او را با تير يا گلوله بزند پس بميرد اين عمد است و قود بر او مىباشد و لو اينكه قتل را به وسيله آن قصد ننمايد. و همچنين است اگر طنابى را به گردن او بپيچد و از او باز نكند تا بميرد، يا او را در آب و مانند آن فرو ببرد و مانع خروج او بشود تا بميرد، يا سر او را در ظرف نوره قرار دهد تا بميرد و غير اين از اسبابى كه جانى در ايجاد سبب تلفكننده منفرد است، كه اينها از عمد مىباشد.
مسأله ٤- در مثل پيچيدن طناب و ما بعد آن، اگر او را به صورت منقطع النفس بيرون بياورد يا غير منقطع ليكن نفسش متردد و بىنظم باشد پس از اثر آنچه كه به او انجام شده بميرد، اين عمد است و بر او قود مىباشد.
مسأله ٥- اگر يكى از مذكورات را به اندازهاى كه مثل او غالباً براى مانند آن نمىميرد بر او انجام دهد سپس او را رها كند پس به سبب آن بميرد، چنانچه قتل را با آن- و لو رجاءً- قصد نمايد در آن قصاص است، وگرنه بايد ديه بدهد. و همچنين است اگر چيزى به شكم او بكوبد كه غالباً نمىكشد يا بيضهاش را فشار دهد پس بميرد، يا در حالى كه ديگر ناتوان شده، او را رها كند پس بميرد.
مسأله ٦- اگر طرف به جهت بيمارى يا كوچكى يا پيرى و مانند اينها ضعيف باشد پس آنچه را كه در مسأله قبل ذكر شد، بر او انجام دهد ظاهراً در آن قصاص است و لو اينكه قصد قتل او را ننمايد با علم او به اينكه طرف ضعيف است، وگرنه در آن، تفصيل گذشته مىباشد.
مسأله ٧- اگر او را مثلًا با عصا بزند و آن را بر ندارد تا بميرد، يا پىدرپى او را بزند كه مثل او نسبت به بدنش آن را تحمل نمىكند مثل اينكه ضعيف يا كوچك باشد، يا نسبت به زدنى كه بر او وارد مىشود مانند اينكه زننده نيرومند است، يا نسبت به زمان، مانند فصل سرماى شديد مثلًا پس بميرد اين عمد مىباشد.
مسأله ٨- اگر او را به آنچه كه موجب قتل نمىباشد بزند، پس در پى بىآن به سبب آن بيمار شود و به آن بيمارى بميرد، ظاهر اين است كه با عدم قصد قتل، عمد نمىباشد و قودى نيست؛ و با قصد قتل، قود بر او مىباشد.