ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٢٠ - شانزدهم دو خصيه
مسأله ٤- اگر حشفه را قطع نمايد و ديگرى- يا همان شخص به قطع كردن ديگرى- بقيه آن را قطع نمايد، پس ديه براى قطع حشفه و حكومت براى قطع باقى مانده است. و اگر كسى قسمتى از حشفه و ديگرى بقيه حشفه را قطع نمايد بر هر يك از آنها به حساب مساحت است.
مسأله ٥- اگر قسمتى از حشفه را قطع كند و ديگرى ذكر را به طورى قطع كند كه چيزى از آن نماند، پس در قطع قسمتى از حشفه به مساحت حساب مىشود و در قطع باقى مانده، چند وجه است: حكومت، يا حساب نسبت به حشفه و حكومت در باقى مانده، يا ديه كامل؟ اوجه آنها اولى است و احوط (استحبابى) آنها آخرى مىباشد.
مسأله ٦- در ذكر عنّين ثلث ديه است. و همچنين است در قطع ذكر فلج. و در قطع قسمتى از آن، به حساب آن مىباشد و بعيد نيست كه حساب، نسبت به مجموع ذكر باشد نه خصوص حشفه.
مسأله ٧- اگر نصف ذكر را از حيث طول قطع نمايد و در نصف ديگر، خللى از فلج و مانند آن حاصل نشود پس نصف ديه مىباشد. و اگر در باقى مانده فلجى حادث كند پس براى قطع نصف ديه است و براى فلج، دو ثلث ديه نصف ديگر (ذكر) است پس بر او پنج ششم مىباشد.
مسأله ٨- در ذكر خنثاى مشكل يا خنثايى كه زن بودن او معلوم است، حكومت مىباشد.
شانزدهم: دو خصيه
مسأله ١- در دو خصيه، ديه كامل مىباشد؛ پس آيا براى هر يك، نصف آن است يا براى بيضه چپ دو ثلث و براى بيضه راست ثلث است؟ اوجه دومى است ولى احوط (استحبابى) دو ثلث است در خصيه چپ و نصف است در راست، در صورتى كه در دو دفعه كنده شوند.
مسأله ٢- در اين حكم بين صغير و كبير و پيرمرد و جوان و مقطوع الذكر و غير آن و