ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٥٤ - شكار
چيزى به آن ضربه زده شود، يا چيزى را كه در زبان بعضى از مردم «زهر» ناميده مىشود ببلعد يا غير اينها، پس اگر شخصى به آن برسد و آن را بگيرد و قبل از آنكه بميرد، از آب خارج نمايد، حلال مىباشد و اگر روى آب بميرد حرام مىباشد. و اگر شخصى «زهر» بيندازد و ماهى آن را ببلعد و روى آب قرار بگيرد و امتناعش برطرف شود چنانچه به قصد شكار كردن نباشد مالك آن نمىشود؛ پس اگر غير او آن را بگيرد مالك آن مىشود؛ بدون آنكه فرقى باشد بين اينكه ماهى معينى را قصد نمايد يا نه. و اگر به قصد شكار كردن و تملك باشد بعيد نيست كه برطرف نمودن امتناعش مملِّك آن شود (و آن را به ملك او درآورد)، پس ديگرى با گرفتن آن مالك نمىشود. و همچنين است حال اگر بر طرف نمودن امتناع آن با چيز ديگرى مانند به كار بردن وسيلهاى باشد مانند اينكه با تير آن را بزند و بر روى آب بيايد. و خلاصه بر طرف نمودن امتناع آن به قصد شكار كردن و تملك بعيد نيست كه مطلقا موجب ملكيت گردد مانند حيازت.
مسأله ٣٠- در حلال شدن ماهى- بعد از آنكه زنده از آب بيرون آورده شود يا اينكه بعد از خروج از آب، زنده گرفته شود- معتبر نيست كه در خارج از آب، خودش بميرد، پس اگر آن را قبل از آنكه بميرد دو قطعه كند و به واسطه قطع نمودن يا غير آن بميرد، خوردنش حلال است، بلكه اصلًا مردن، در حلال بودن آن معتبر نمىباشد، پس بلعيدن زنده آن حلال مىباشد. بلكه اگر قطعهاى از آن را جدا كند و بقيه را به آب برگرداند آنچه را كه جدا نموده حلال است چه باقى مانده، در آب بميرد يا نه. البته اگر قطعهاى از آن را در حالى كه در آب- زنده يا مرده- است جدا كند، آنچه را كه قطع نموده حلال نمىباشد.
مسأله ٣١- تذكيه ملخ، زنده گرفتن آن است؛ چه با دست باشد يا با وسيله؛ پس اگر قبل از گرفتنش بميرد حرام است. و تسميه و اسلام در آن معتبر نيست چنان كه در ماهى گذشت. البته اگر آن را در دست كافر، مرده ببيند، مادامىكه نداند كه زنده آن را گرفته بوده، حلال نمىباشد و يد كافر و خبر دادن او در محرز شدن آن، فايده نمىبخشد.
مسأله ٣٢- اگر آتشى به نيزار و مانند آن بيفتد و آنچه را كه از ملخ در آن است بسوزاند حلال نمىشود؛ اگر چه مقصود آتش افروز چنين چيزى باشد. البته اگر بعد از گرفتن آن، به