ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٨١ - غير حيوان
خودش كه قابل توجه است به طورى كه تحمل ضرر و خسارت آن موجب حرج است يا از مال غير كه چنين باشد، ترس داشته باشد.
مسأله ٣٢- در هر موردى كه حفظ نفس، بر ارتكاب حرام توقف داشته باشد، ارتكاب آن واجب است، پس در چنين حالى، اجتناب از آن جايز نيست؛ و بين شراب و گِل و ساير محرمات فرقى نيست. پس اگر عطشى پيدا كند كه بر جانش بترسد، خوردن شراب جايز بلكه واجب است. و همچنين است اگر به غير شراب از محرمات ديگر، اضطرار پيدا كند.
مسأله ٣٣- اگر به حرامى اضطرار پيدا كند بايد به مقدار ضرورت، اكتفا كند و زياده بر آن جايز نيست، پس اگر ضرورت اقتضا كند كه شراب بياشامد يا ميته بخورد تا خوف بر جانش را دفع نمايد، بايد به همان مقدار اكتفا كند و زياده بر آن برايش جايز نيست.
مسأله ٣٤- مداوا كردن بيمارىها به وسيله هر حرامى در صورتى كه علاج مرض، منحصر به آن باشد- و لو اطباى حاذق مورد اطمينان حكم به انحصار نمايند- جايز است.
و معيار انحصار، آن است كه مداواى آن، بر حسب تشخيص آنها، از ميان آنچه كه در دست مردم وسيله علاج مىباشد منحصر به آن حرام باشد، نه چيزى كه واقعاً هست و ادراك بشر به آن احاطه پيدا نمىكند.
مسأله ٣٥- مشهور- بنابر آنچه كه حكايت شده- اين است كه مداوا نمودن با شراب، بلكه با هر مسكرى حتى در صورت انحصار جايز نيست، ليكن جواز آن خالى از قوت نيست به شرط آنكه علم داشته باشد كه مرض قابل معالجه است و علم داشته باشد كه ترك معالجه با آن به هلاكت يا به چيزى كه نزديك به آن است منتهى مىشود. و علم به منحصر بودن معالجه با آن به آن معنايى است كه ذكر كرديم. و البته شدت مسأله شراب مخفى نيست، پس به خوردن و معالجه با آن عجله نكند مگر آنكه در صورت ترك مداوا با آن و لو به سبب موافقت عدهاى از اطباى حاذق و صاحب ديانت و درايت ببيند كه هلاكت يا مانند آن، به جانش مىرسد وگرنه بايد بر مشقت صبر نمايد كه شايد حضرت بارى تعالى وقتى ببيند كه او بر دينش محافظت دارد او را عافيت دهد، يا به جهت صبرش، به او ثواب جزيل عطا كند.