ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٤٦ - موجب قصاص
مسأله ٢٤- اگر او را در محل درندهها مانند بيشه شير و امثال آن بيندازد، پس درندهها او را بكشند اين قتل عمد است و بر او قود است. و همچنين است اگر او را به طرف شير درنده پرت كند پس شير او را پاره كند در صورتى كه براى طرف حفظ كردن خود از شير به شكلى و لو به فرار كردن ممكن نباشد؛ ولى اگر اين كار برايش ممكن باشد اما از روى سستى و عمد آن را ترك كند، نه قود دارد و نه ديه. و اگر شير درنده نباشد پس كسى را نه به قصد قتل او، پرت كند، پس اتفاقاً شير او را بكشد از عمد نمىباشد و اگر او را به رجاء قتل بيندازد پس شير او را به قتل برساند اين عمد است و بر او قود است. و اگر حال شير مجهول باشد و او را نزد اين شير بيندازد پس او را بكشد در صورتى كه قصد قتل او را داشته، اين عمد است، بلكه اگر قصد قتل او را هم نداشته باشد ظاهراً چنين است.
مسأله ٢٥- اگر او را در حالى كه كتف بسته است در زمين درندهها بيندازد پس با علم او به تردّد درندهها نزد او بدون اشكال قتل عمد است، بلكه با احتمال تردّد درندهها و انداختن او- و لو رجاءً- به قصد دريدن او، از عمد مىباشد. البته اگر مىداند يا اطمينان دارد كه درندهها رفت و آمد ندارند پس اتفاقاً چنين شود عمد نيست؛ ولى ظاهراً ديه ثابت است.
مسأله ٢٦- اگر او را نزد درندهاى بيندازد پس او را طورى گاز بگيرد كه به آن كشته نشود ليكن سرايت كند و بميرد اين عمد است و بر او قود مىباشد.
مسأله ٢٧- اگر مارى را كه سمّ كشنده دارد به نيش زدن او وادارد، به اينكه مار را بگيرد و چيزى از بدن او را به دهن مار بگذارد، اين قتل عمد است و بر او قود است و همچنين است اگر مار كشنده را روى او بيندازد پس مار او را نيش بزند و به هلاكت برسد و همچنين است اگر او و مار را در جاى تنگى قرار دهد كه فرار او ممكن نباشد يا مار و كسى را كه جهت ضعف- مانند مريضى يا كوچكى يا زيادى سن- نتواند فرار كند، در يكجا قرار دهد؛ پس حتماً در تمام اينها و همچنين در نظاير اينها قود مىباشد.
مسأله ٢٨- اگر سگ درندهاى را كه غالباً كشنده است به طرف او تحريك و وادار كند پس او را بكشد بر او قود مىباشد. و همچنين است اگر قصد قتل او را به آن بنمايد و لو اينكه غالباً كشنده نباشد يا حال او معلوم نباشد- و لو رجاءً- قصد قتل او را بنمايد اين عمد است.