ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٦٠ - ذباحه
در «لبّه» شتر فرو برده شود. و «لبّه»، جاى گودى است كه بين انتهاى گردن و سينه واقع شده است. و هر چيزى كه در تذكيه با ذبح شرط است در تذكيه با نحر هم شرط مىباشد؛ پس آنچه كه در ذابح و وسيله ذبح شرط است در ناحر (نحركننده) و وسيله نحر هم شرط مىباشد. و ذكر نام خدا در وقت نحر واجب است، همان طور كه در وقت ذبح واجب مىباشد. و واجب است كه شتر مورد نحر را رو به قبله نمايد و در اعتبار حيات و استقرار آن در اينجا همان معتبر است كه در ذبيحه گذشت.
مسأله ١٨- نحر شتر، چه ايستاده و چه به زانو نشسته- در حالى كه رو به قبله باشد- جايز است، بلكه اگر بر يك طرفش افتاده باشد در صورتى كه جاى نحر و مقاديم بدنش رو به قبله باشد، نحر آن جايز است؛ اگر چه افضل آن است كه ايستاده باشد.
مسأله ١٩- هر چه كه ذبح و نحرش متعذر باشد- خواه به جهت سرپيچى و امتناع نمودن آن و خواه به جهت اينكه در جايى واقع شده كه انسان نمىتواند به موضع تذكيه آن دسترسى پيدا كند تا ذبح يا نحرش نمايد، مانند اينكه به چاه بيفتد يا در جاى تنگى واقع شود و ترس مردن آن باشد- جايز است كه با شمشير يا كارد يا نيزه يا غير آنها از چيزهايى كه آن را زخم مىزند و به قتل مىرساند، آن را مجروح نمايد و خوردن آن حلال است؛ اگر چه موضع جرح، مصادف موضع تذكيه نباشد و شرط بودن ذبح و نحر و همچنين رو به قبله بودن ساقط مىشود. البته رعايت بقيّه شرايط از قبيل تسميه و شرايط ذابح و ناحر واجب است. و اما آنچه كه در آلت جمادى شكار گذشت در اين وسيله معتبر مىباشد. و در اينجا به گاز گرفتن سگ اكتفا نمودن دو وجه است كه اقواى آنها در مورد حيوانى كه سرپيچى مىنمايد كافى بودن آن است. و از اين قبيل است حيوانى كه حمله مىكند و سرپيچى مىكند، نه غير آن مانند حيوانى كه به چاه افتاده است.
مسأله ٢٠- براى ذبح و نحر آداب و وظايف مستحب و مكروهى است: از آن جمله بنا بر آنچه از گروهى از فقها فتواى به آن حكايت شده است اين است كه هر دو دست گوسفند با يكى از دو پايش بسته شود و پاى ديگرش رها باشد و پشم و مويش را به دستش بگيرد تا سرد شود و چهار دست و پاى گاو بسته شود و دم آن رها باشد و شتر