ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٥٩ - ذباحه
مىكند اينكه بگويد: «بسم اللَّه» يا «اللَّه اكبر» يا «الحمد للَّه» يا «لا اله الا اللَّه» و مانند اينها. و در اكتفا به لفظ «اللَّه» بدون آنكه چيزى را با آن مقرون نمايد كه كلام تام و كاملى شود كه بر صفت كمال يا ثنا يا تمجيد او دلالت نمايد، اشكال است. البته تعدّى از لفظ «اللَّه» به ساير اسماى حسنى مانند رحمن و بارئ و خالق و ديگر اسمهاى خاص او بعيد نمىباشد؛ ليكن احتياط در آن، ترك نشود چنان كه تعدّى به لفظى كه در لغت ديگر، مرادف لفظ جلاله است مانند لفظ «يزدان» در لغت فارسى و الفاظ ديگر در ساير لغات، خالى از وجه و قوت نيست، ليكن احتياطاً به عربى باشد و ترك آن سزاوار نيست.
مسأله ١٤- بنابر اقوى استقرار حيات به آن معنايى كه (عدهاى از فقها) تفسير نمودهاند در حلال بودن ذبيحه شرط نيست- و تفسير آنها اين است كه مشرف بر مرگ نباشد به طورى كه مثل آن نتواند، يك روز يا نصف روز زنده بماند مانند حيوانى كه شكمش پاره شده و آنكه رودههايش خارج شده و آنكه از قفا ذبح شده كه رگهايش باقى است و آنكه از بلندى افتاده و مانند اينها- بلكه معتبر آن است كه اصل حيات را داشته باشد و لو اينكه در شُرف خروج آن باشد. پس اگر چنين حياتى معلوم باشد كه همان است وگرنه حركت بعد از ذبح و لو اينكه مختصر باشد كاشف از چنين حياتى است، چنان كه گذشت.
مسأله ١٥- در حلال بودن ذبيحه- بعد از آنكه حيوان در حال زنده بودن ذبح شده است- شرط نيست كه جان آن به سبب اين ذبح بيرون بيايد، پس اگر ذبح شرعى بر ذبيحه واقع شود، سپس در آتش يا آب بيفتد يا از كوه سقوط كند و مانند اينها، و به اين صورت بميرد، بنابر اقوى حلال است.
مسأله ١٦- تذكيه شتر در بين چهارپايان اختصاصاً به نحر است؛ همان طور كه تذكيه غير شتر به ذبح مىباشد؛ پس اگر شتر ذبح شود و غير شتر نحر شود، ميته مىشوند. البته اگر حيات بعد از آن باقى باشد جبران آن ممكن است به اينكه، آنچه كه ذبحش واجب است بعد از آنكه نحر شده، ذبح شود يا آنچه كه نحرش واجب است بعد از آنكه ذبح شده، نحر شود و (به اين صورت) تذكيه بر آن واقع مىشود.
مسأله ١٧- كيفيت و محل نحر اين است كه كارد يا نيزه و مانند اينها از آهن آلات تيز