آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٣ - خلاصه
خلاصه
١. علم به رابطهٔ عليت را چه در ميان ماديات و چه در غير آنها نميتوان فطري دانست؛ به اين معنا كه عقل انساني با آن سرشته شده است، ولي ميتوان آن را فطري بهمعناي ارتكازي و قريب به بداهت بهحساب آورد، چنانكه در مورد علم به واقعيات عيني گفته شد.
٢. رابطهٔ عليت در ميان ماديات را در چند شكل ميتوان بيان كرد، و شكل يقيني و قريب به بديهي آن اين است كه «موجودات مادي، وابستگيهايي با يكديگر دارند» كه قضيهاي مهمله است و ارزش آن در حد موجبهٔ جزئيه ميباشد و براي اثبات آن ميتوان از مقدمات تجربي كمك گرفت.
٣. گاهي تصور ميشود كه براي شناختن علتهاي مادي، به اين صورت ميتوان استدلال كرد: اين پديدهها مكرراً متعاقب يكديگر بهوجود آمدهاند، و هر دو پديدهاي كه به اين صورت تحقق يابند، اولي علت دومي ميباشد، ولي اين استدلال تمام نيست؛ زيرا تعاقب و تقارن، اعم از عليت است و به اصطلاح، كبراي قياس بهصورت قضيهٔ كليه يقيني نيست.
٤. گاهي به اين صورت استدلال ميشود كه اين دو پديده دائماً يا غالباً متلازم با يكديگرند و تلازم دائمي و اكثري، دليل عليت است؛ زيرا اتفاق دائمي و اكثري محال است، ولي اثبات صغراي اين قياس عملي نيست و كبراي آن هم احتياج به برهان دارد.
٥. گاهي بهصورت ديگر استدلال ميشود و آن اين است كه در موارد آزمايش شده، اين دو پديده متلازماند و چون امور همانند آثار همانندي دارند، پس در موارد مشابه هم اين تلازم ثابت خواهد بود و تلازم دائمي، نشانهٔ رابطهٔ عليت است، ولي اثبات تشابه كامل بين چند وضعيت، بسيار دشوار است.
٦. راه صحيح كشف عليت بين پديدهها، كنترل شرايط پيدايش هر پديده و تغيير دادن آنها و بررسي پيآمدهاي اين تغييرات است. به عبارت ديگر عليت را تنها از راه وضع و رفع ميتوان شناخت.