آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - ويژگي هاي جسمانيات و مجردات
ماده كه در لغت بهمعناي مددكننده و امتداددهنده است، در اصطلاح علوم به چند معنا بهكار ميرود:
١. منطقيّين كيفيت واقعي نسبت بين موضوع و محمول قضيه (ضرورت، امكان، امتناع) را مادهٔ قضيه مينامند؛
٢. نيز به قضايايي كه قياس از آنها تشكيل ميشود، صرفنظر از شكل و هيئت تركيبي آنها مادهٔ قياس ميگويند؛
٣. در فيزيك ماده به موجودي گفته ميشود كه داراي صفات خاصي از قبيل جرم، جذب و دفع، اصطكاكپذيري و... باشد و آن را در مقابل نيرو و انرژي بهكار ميبرند؛
٤. در فلسفه ماده به موجودي گفته ميشود كه زمينهٔ پيدايش موجود ديگري باشد، چنانكه خاك زمينهٔ پيدايش گياهان و جانوران است و ازاينرو معناي فلسفي اين كلمه متضمن معناي اضافه و نسبت، و نزديك بهمعناي واژهٔ «مايه» در زبان فارسي است.
فلاسفه نخستين مايهٔ همهٔ موجودات جسماني را «مادهٔ المواد» يا «هيولاي اُولي» مينامند و دربارهٔ حقيقت آن اختلاف دارند و ارسطوئيان معتقدند كه هيولاي اُولي هيچگونه فعليتي از خودش ندارد و حقيقت آن چيزي جز قوه و استعداد براي فعليتهاي جسماني نيست، و بحث دربارهٔ آن بعداً خواهد آمد.
حاصل آنكه واژهٔ مادي در اصطلاح فلاسفه در مورد اشيائي بهكار ميرود كه نسبتي با مادهٔ جهان داشته، موجوديت آنها نيازمند به ماده و مايهٔ قبلي باشد، و گاهي بهمعناي عامتري بهكار ميرود كه شامل خود ماده هم ميشود و از نظر استعمال، تقريباً مساوي با كلمهٔ «جسماني» است. واژهٔ «مجرد» بهمعناي غيرمادي و غيرجسماني است؛ يعني چيزي كه نه خودش جسم است و نه از قبيل صفات و ويژگيهاي اجسام ميباشد.
ويژگيهاي جسمانيات و مجردات
جسم بهصورتهاي مختلفي تعريف شده كه مشهورترين آنها از اين قرار است: