آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٧ - خلاصه
خلاصه
١. حركت مكاني محسوسترين انواع حركت است و فلاسفه مقولهٔ «اَين» را مسافت آن دانستهاند، ولي بايد توجه داشت كه مفهوم «اَين» مانند ديگر مفاهيم نسبي از قبيل مفاهيم ماهوي نيست، همچنين مكان از عوارض تحليليهٔ وجود جسم بهشمار ميرود.
٢. حركت مكاني را ميتوان به ارادي و غيرارادي، و حركت غيرارادي را به طبيعي و قسري تقسيم كرد. ولي فلاسفه فاعل قريب در همهٔ اين اقسام را طبيعت دانستهاند.
٣. بهطور كلي ميتوان گفت حركت يا مقتضاي ذات موجودِ متحرك است و يا در اثر عامل خارجي پديد ميآيد و ناچار به عاملي منتهي ميشود كه ذاتاً اقتضاي حركت را داشته باشد، و ميتوان انرژي را مصداق اين عامل بهحساب آورد.
٤. حركت وضعي در واقع همان حركت مكاني اجزاء متحرك و جابهجا شدن آنهاست و ازاينرو همهٔ احكام حركت مكاني را خواهد داشت.
٥. فلاسفه حركت دَوري را مقتضاي طبيعت نميدانند، نيز فيزيكدانان حركت در غير خط مستقيم را برآيندِ چند نيرو ميشمارند.
٦. حركت كيفي را ميتوان برحسب اقسام كيفيت به چهار قسم جزئي تقسيم كرد.
٧. حركت در كيف نفساني قطعيترين انواع حركت بهشمار ميرود؛ زيرا با علم حضوري درك ميشود.
٨. حركت در كيفيات محسوسه نيازمند به براهين تجربي است.
٩. حركت در شكلهاي هندسي و كيفيت خط و سطح و حجم، تابعِ حركت وضعي و مكاني اجسام است.
١٠. تندشدن و كندشدن حركات را ميتوان نوعي حركت در كيفيتِ مخصوص به كميت تلقي كرد، از اين نظر كه به كميت سرعت نسبت داده ميشود.
١١. حركت در كيف استعدادي، حركتي حقيقي نيست. زيرا مابازاء عيني ندارد. ولي در