آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٦ - حل چند شبهه
حل چند شبهه
در اينجا ممكن است چند شبهه به ذهن بيايد: يكي آنكه اگر افعال طبيعي داراي علت غائي نباشند، پديدههايي اتفاقي خواهند بود، در صورتي كه قول به تصادف و اتفاق باطل است.
ديگر آنكه، با انكار علت غائي براي پديدههاي طبيعي، نميتوان تبيين معقولي براي برقراري نظم و هماهنگي عجيبي كه بر جهان حكمفرماست ارائه داد.
سوم آنكه اگر ميان فعل طبيعي و غايت آن رابطهٔ ضروري وجود نداشته باشد، هيچ پديدهٔ طبيعي قابل پيشبيني نخواهد بود؛ مثلاً احتمال اينكه از هستهٔ بلوط، درخت زيتون برويد احتمالي معقول خواهد بود.
براي روشن شدن پاسخ شبههٔ اول، لازم است نخست توضيحي پيرامون اتفاق و تصادف و معاني مختلف آن داده شود:
هنگامي كه گفته ميشود «فلان حادثهاي اتفاقاً يا تصادفاً رخ داد»، ممكن است يكي از اين معاني ششگانه اراده شود:
١. منظور اين باشد كه حادثهٔ مفروض علت فاعلي ندارد، بديهي است اتفاق به اين معنا محال است، ولي ربطي به مسئلهٔ مورد بحث ندارد؛
٢. منظور اين باشد كه فعلي برخلاف انتظار از فاعلي سر زده است، چنانكه گفته ميشود «فلان شخص پرهيزكار اتفاقاً مرتكب گناه بزرگي شد»، چنين اتفاقي محال نيست و حقيقت امر اين است كه در چنين موقعيتي شهوت يا غضب فوقالعادهاي بر او غالب شده و در واقع، ترك گناه از طرف او مشروط به عدم چنين حالت فوقالعاده و نادرالوقوعي بوده است. به هر حال، اتفاق به اين معنا هم ربطي به موضوع مورد بحث ندارد؛
٣. منظور اين باشد كه فاعل با ارادهاي كاري را بيهدف انجام داده و كار ارادي بدون علت غائي تحقق يافته است. اين هم فرض غلطي است؛ زيرا چنانكه در درس قبل توضيح داده شد، علت غائي هميشه بهطورآگاهانه تأثير نميكند و در چنين مواردي كه پنداشته ميشود كه فعل ارادي بدون هدف انجام گرفته، در واقع هدفي در كار بوده