آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٠ - جوهر مثالي
علت براي وجود آنها باشد ثابت ميشود و واسطهاي بين مرتبهٔ بينهايت شديد وجود (خداي متعالی) و مراتب نازلهٔ وجود خواهد بود.
بر اين اساس ميتوان وجود عقول عرْضيه را نيز اثبات كرد؛ يعني ميتوان تعدادي از جواهر عقلي را فرض كرد كه هيچكدام عليتي نسبت به بقيه نداشته باشد، اما هركدام از آنها علت براي يك نوع از موجودات نازلتر باشد و فقط كمالات همان نوع را بهصورت كاملتر و بسيطتري دارا باشد.
اما چند نكته را بايد در نظر داشت:
يكي آنكه عقول عرْضيه، معلول يك يا چند عقل كاملتر از خودشان خواهند بود؛ زيرا ميتوان عقلي را فرض كرد كه واجد كمالات همهٔ آنها باشد و در سلسلهٔ علل آنها قرار گيرد و قبلاً گفته شد كه امكان عليت مساوي با ضرورت آن است؛
نكتهٔ دوم آنكه هيچكدام از عقول عرضيه با نوعي از موجودات كه از آن صادر ميشود، ماهيت واحدي نخواهند داشت؛ زيرا انتزاع ماهيت نوعيهٔ واحده از مراتب مختلف وجود محال است و حتي دو جوهر عقلاني كه در طول يكديگر قرار دارند و يكي علت براي ديگري ميباشد، ماهيت واحدي نخواهند داشت؛
و نكتهٔ سوم آنكه اين قاعده نميتواند تعداد عقول را ثابت كند و ما راهي براي اثبات اينكه بين عقل اول و عقول عرْضيه چند واسطه وجود دارد، نداريم و فرضيهٔ عقول عشره چون مبتني بر فرضيهٔ افلاك نهگانه بوده، با ابطال آن باطل ميشود.
جوهر مثالي
چنانكه در درس قبلي اشاره شد، اشراقيين عالم ديگري را بهنام «اشباح مجرده» يا «صور معلقه» اثبات كردهاند كه واسطهاي بين عالم عقلي و عالم جسماني است، و بدين مناسبت در لسان متأخرين به «عالم برزخ» ناميده شده، چنانكه آن را «عالم مثال» نيز مينامند.
احتمالاً اشراقيين اين مطلب را ازبيانات عرفا الهام گرفته باشند و يا خودشان از راه