آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٤ - تقسيم حركت براساس شتاب
حركت حاصل ميشود از نظر مرتبهٔ وجودي بر كمالي كه از دست متحرك ميرود برتري و فزوني داشته باشد و در نتيجه، موجود متحرك در مقام مقايسه با وضع و موقعيت سابق لزوماً كاملتر گردد.
ولي اساساً تكيه بر مفهوم قوه و فعل يا مفهوم كمال، در تعريف حركت لزومي ندارد؛ زيرا اين مفاهيم كه خودشان نياز به توضيح و تفسير دارند نميتوانند ابهامي را از حركت بزدايند.
آيا به راستي ميتوان پذيرفت كه هر جسمي كه از مكاني به مكان ديگري منتقل ميشود واقعاً كاملتر ميگردد و به كمال جديدي برتر از كمالي كه داشته است دست مييابد؟
آيا بهراستي ميتوان اثبات كرد كه پژمردگي و سير نزولي هر نبات و حيواني نتيجهٔ تكامل موجود ديگري است؟
ممكن است سؤال شود كه اگر حركت موجب افزايش كمال متحرك نميشود، چرا متحرك آن را انجام ميدهد؟ و چه انگيزهاي براي انجام آن ميتواند داشته باشد؟
پاسخ اين است كه اولاً، هر حركتي برخاسته از شعور و انگيزهٔ متحرك نيست، چنانكه در مورد حركات طبيعي و قسري گفته شد، و ثانياً، موجود باشعور هم ممكن است براي رسيدن به لذتي واقعي يا خيالي، حركتي را انجام دهد كه موجب از دست رفتن كمالات ارزشمندتري گردد، يا به جهت غفلت از اين نتيجهٔ قهري و يا به جهت علاقهٔ شديد به لذت مورد نظر. به هر حال، عقلايي نبودن و حكيمانه نبودن چنين حركتي، بهمعناي محال بودن آن نخواهد بود.
ممكن است گفته شود كه اگر برآيندِ حركات جهان مثبت نباشد و نتيجهٔ مجموع آنها حصول كمالات بيشتري براي موجودات اين جهان نباشد، آفريدن چنين جهاني لغو و بيهوده خواهد بود.
پاسخ اين است كه ما براساس حكمت الهي ثابت ميكنيم كه آفرينش جهان عبث و بيهوده نيست و نتايج حكيمانهاي بر آن مترتب ميشود، ولي لازمهٔ مثبت بودن برآيندِ نتايج حركات، اين نيست كه هر حركتي ضرورتاً تكاملي و موجب حصول كمال بيشتري براي خود متحرك باشد.