آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٦ - توحيد در خالقيت و ربوبيت
هم علت است و معلولِ معلول هم معلول. در واقع، با اضافه كردن همين مقدمه به براهين اثبات واجبالوجود، معلوليت همهٔ جهان را نسبت به وي اثبات ميكردهاند.
اما براساس اصول حكمت متعاليه و مخصوصاً با توجه به اصل تعلقي بودن وجود معلول و عدم استقلال آن نسبت به علت هستيبخش، اين مطلب تبيين روشنتر و استوارتري يافت و حاصل آن اين است كه هرچند هر علتي نسبت به معلول خودش از نوعي استقلال نسبي برخوردار است، اما همگي علتها و معلولها نسبت به خداي متعالي عين فقر و وابستگي و نياز هستند و هيچگونه استقلالي ندارند. ازاينرو خالقيت حقيقي و استقلالي، منحصر به خداي متعالي است و همهٔ موجودات در همهٔ شئون خودشان و در همهٔ احوال و ازمنه، نيازمند به وي ميباشند و محال است كه موجودي در يكي از شئون هستياش بينياز از وي گردد و بتواند مستقلاً كاري را انجام دهد.
اين يكي از درخشانترين و ارزشمندترين دستاوردهاي فلسفهٔ اسلامي است كه به بركت انديشهٔ تابناك صدرالمتألهين به جهان فلسفه ارائه گرديد.
همچنين فلاسفه براهين ديگري را براي توحيد در خالقيت و ربوبيت اقامه كردهاند كه مبتني بر مقدمات نظري متعددي است و براي جلوگيري از اطالهٔ سخن، از ذكر و بررسي آنها صرفنظر ميشود و تنها به برهاني كه در قرآن كريم به آن اشاره شده (لو كان فيهما آلههٔ الاّ اللّه لفسدتا) بسنده ميكنيم.
اين برهان به چند صورت تقرير شده است و ذيلاً تقريري را كه روشنتر و به مفاد آيه نزديكتر بهنظر ميرسد ميآوريم:
اين تقرير از دو مقدمه تشكيل ميشود:
١. وجود هر معلولي بهعلت خودش ميباشد، و به ديگر سخن، هر معلولي وجود خودش را با همهٔ شئون و متعلقاتش از علتهستيبخش خودش دريافت ميدارد و اگر احتياج بهشروط و معداتي هم داشته باشد، ميبايست وجود آنها هم مستند به علت هستيبخش خودش باشد. بنابراين اگر دو يا چند علت هستيبخش در عرض هم فرض