آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٧ - توحيد در خالقيت و ربوبيت
شوند، معلول هريك از آنها وابسته به علت خودش ميباشد و هيچگونه وابستگي به علت ديگر يا معلولهاي آن نخواهد داشت و بدينترتيب، ارتباط و وابستگي ميان معلولهاي آنها بهوجود نخواهد آمد؛
٢. نظام اين جهان مشهود (آسمانها و زمين و پديدههاي آنها). نظام واحدي است كه در آن پديدههاي همزمان و ناهمزمان با يكديگر ارتباط و وابستگي دارند. اما ارتباط پديدههاي همزمان، همان تأثير و تأثرات علّي و معلولي گوناگون در ميان آنهاست كه موجب تغييرات و دگرگونيهايي در آنها ميشود و به هيچ وجه قابل انكار نيست. اما ارتباط بين پديدههاي گذشته و حال و آينده به اين صورت است كه پديدههاي گذشته، زمينهٔ پيدايش پديدههاي كنوني را فراهم آوردهاند، و پديدههاي كنوني هم به نوبهٔ خود زمينهٔ پيدايش پديدههاي آينده را فراهم ميسازند. اگر روابط علّي و اِعدادي از ميان پديدههاي جهان برداشته شود، جهاني باقي نخواهد ماند و هيچ پديدهٔ ديگري هم بهوجود نخواهد آمد. چنانكه اگر ارتباط وجود انسان با هوا و نور و آب و مواد غذايي بريده شود، ديگر نميتواند به وجود خود ادامه دهد و زمينهٔ پيدايش انسان ديگر يا پديدهٔ ديگري را فراهم سازد.
با ضميمه كردن اين دو مقدمه نتيجه گرفته ميشود كه نظام اين جهان كه شامل مجموعه پديدههاي بيشمار گذشته و حال و آينده است، آفريدهٔ يك آفريدگار ميباشد و تحت تدبير حكيمانهٔ يك پروردگار اداره ميگردد؛ زيرا اگر يك يا چند آفريدگار ديگري ميبود، ارتباطي ميان آفريدگان بهوجود نميآمد و نظام واحدي بر آنها حكمفرما نميشد، بلكه هر آفريدهاي از طرف آفريدگار خودش بهوجود ميآمد و به كمك ديگر آفريدگانِ همان آفريدگار پرورش مييافت، و در نتيجه نظامهاي متعدد و مستقلي بهوجود ميآمد و ارتباط و پيوندي بين آنها برقرار نميشد، در صورتي كه نظام موجود در جهان، نظام واحد همبستهاي است و پيوند بين پديدههاي آن مشهود است.
در پايان بايد اين نكته را خاطرنشان كنيم كه خالقيت وربوبيت، انفكاكناپذيرند و