آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٢ - حل يك شبهه
اين مطلب با توجه به رابط بودن معلول نسبت به علت هستيبخش، و تشكيك خاصي بين آنها كه در درسهاي گذشته به اثبات رسيد، وضوح بيشتري مييابد، ولي چنين سنخيتي بين علتهاي مادي و اِعدادي و معلولاتشان وجود ندارد؛ زيرا آنها اعطاكننده و افاضهكنندهٔ وجود نيستند، بلكه تأثير آنها محدود به تغييراتي در وجود معلولات ميباشد، و با توجه به اينكه هر چيزي موجب هرگونه تغييري نميشود، اجمالاً بهدست ميآيد كه نوعي مناسبت و سنخيت بين آنها هم لازم است، ولي نميتوان ويژگي اين سنخيت را با برهان عقلي اثبات كرد، بلكه تنها بهوسيله تجربه بايد تشخيص داد كه چه چيزهايي ميتوانند منشأ چه تغييراتي در اشياء بشوند و اين دگرگونيها در چه شرايطي و به كمك چه چيزهايي انجام ميپذيرد؛ مثلاً هرگز عقل نميتواند با تحليلات ذهني دريابد كه آيا آب موجود بسيطي است يا مركب از عناصري ديگر؟ و در صورت دوم از چند عنصر و از چه عناصري تركيب مييابد؟ و براي تركيب آنها چه شرايطي لازم است؟ و آيا شرايط مفروض، جانشينپذير هستند يا نه؟
پس اثبات اينكه آب از دو عنصر اكسيژن و ئيدروژن با نسبت خاصي تركيب يافته و براي تركيب آنها درجه حرارت و فشار خاصي لازم است و جريان الكتريكي ميتواند در سرعت تركيب آنها مؤثر باشد، تنها از راه تجربه امكانپذير ميباشد.
حل يك شبهه
گفتيم كه به مقتضاي برهان عقلي، هر علت هستيبخشي بايد واجد كمال معلولش باشد؛ زيرا معنا ندارد بخشنده و اعطاكننده، فاقد چيزي باشد كه به ديگري ميبخشد.
دربارهٔ اين مطلب شبههاي مطرح ميشود كه لازمهٔ اين قاعده آن است كه فاعلهاي هستيبخش، داراي وجودهاي مادي و كمالات آنها باشند، در صورتي كه فاعل هستيبخش منحصر در موجودات مجرد است و از آنها ماده و صفات خاص آن را ندارند، پس چگونه چيزي را كه ندارند افاضه ميكنند؟