آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠٠ - پيوستگي طولي
جوهريهٔ واحدي خواهد بود كه از هريك از مقاطع آن ماهيت خاصي انتزاع ميشود، و كثرت موجودات مادي مستند به تعدد اين ماهيات ميباشد.
اين مطلب را به اين صورت ميتوان تقريب كرد كه اعراض و حركات آنها از شئون و نمودهاي وجود جوهر هستند، و در واقع وجود آنها طفيلي وجود جواهر ميباشد. اما خود جوهرهاي مادي، در حقيقت حركات جوهريهٔ پيوستهاي هستند كه با توجه به پيوستگي آنها ميتوان آنها را وجود واحدي تلقي كرد و بر اين اساس ميتوان گفت كه كل جهان مادي وجود واحد پيوستهاي است.
ولي پيوستگي حركات جوهريه را به دو صورت ميتوان در نظر گرفت: يكي پيوستگي حركاتي كه در طول زمان متوالياً بهوجود ميآيند و ميتوان آن را «پيوستگي طولي» ناميد، و ديگري پيوستگي حركات همزمان كه در كنار هم تحقق مييابند و ميتوان آن را «پيوستگي عرْضي» نامگذاري كرد. ازاينرو هريك از دو صورت را جداگانه مورد بررسي قرار ميدهيم:
پيوستگي طولي
در مورد پيوستگي طولي موجودات مادي و حركات جوهريهٔ آنها ميتوان گفت هر موجود مادي خاصي را كه در نظر بگيريم، حركت جوهريهٔ خاصي است كه در ماده پديد ميآيد؛ مثلاً وجود يك گياه، حركت جوهريهاي است كه در عناصرِ تشكيلدهندهٔ آن رخ ميدهد، ولي مادهٔ قبلي آن نيز بهنوبةخود، حركت جوهريهاي دارد و همچنين هرچه به عقب برگرديم به حركات جوهريهٔ ديگري خواهيم رسيد كه هيچگاه ميان آنها سكوني فاصله نشده است. بنابراين ميتوان گفت كه پديدههاي متوالي، حركت جوهريهٔ واحد و داراي مقاطع متعددي است كه از هريك از مقاطع آن، ماهيت خاصي انتزاع ميشود.
اما اين بيان از دو جهت قابل مناقشه است: اولاً، چنان نيست كه هريك از مقاطع خاص، وجود واحد و حركت جوهريهٔ واحدي داشته باشد، بلكه ممكن است موجودي