آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥ - حقيقت رابطهٔ عليت
حقيقت رابطهٔ عليت
هنگامي كه گفته ميشود «علت به معلول، وجود ميدهد» چنين تصويري را در ذهن تداعي ميكند كه كسي چيزي را به ديگري ميدهد و او آن را دريافت ميدارد؛ يعني در اين فرايند، سه ذات و دو فعل، و به تعبير ديگر، پنج موجود فرض ميشود: يكي ذات علت كه اعطاكنندهٔ وجود است، و ديگري ذات معلول كه دريافتكنندهٔ آن است، و سومي خود وجود كه از طرف علت به معلول ميرسد، و چهارم فعل دادن، كه به علت نسبت داده ميشود، و پنجم فعل گرفتن، كه به معلول اسناد داده ميشود.
ولي حقيقت اين است كه در جهان خارج چيزي غير از ذات علت و ذات معلول تحقق نمييابد. حتي با نظر دقيق نميتوان گفت كه علت به ماهيت معلول وجود ميدهد؛ زيرا ماهيت امري اعتباري است و قبل از تحقق معلول، وجود مجازي و بالعرض هم ندارد.
همچنين مفهوم دادن و گرفتن هم چيزي جز تصوير ذهني نيست، و اگر دادن وجود و ايجاد كردن، يك امر حقيقي و عيني بود، خودش معلول ديگري ميبود و بار ديگر ميبايست رابطهٔ عليت را بين فعل و فاعل در نظر گرفت و دادن ديگري را اثبات كرد و همچنين تا بينهايت. نيز در جايي كه هنوز وجود معلول تحقق نيافته است، گيرندهاي نيست تا چيزي را بگيرد، و بعد از تحقق آن هم ديگر گرفتن وجود از علت معنا ندارد. پس در مورد ايجاد معلول، چيزي جز وجود علت و وجود معلول، بهعنوان يك امر حقيقي و عيني وجود ندارد.
اكنون اين سؤال مطرح ميشود كه رابطهٔ عليت ميان آنها به چه شكلي است؟ آيا پس