آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٨ - توحيد در افاضهٔ وجود
پرورش و تدبير و ادارهٔ امور يك موجود، جداي از آفرينش او و آفريدگان مورد نياز او نيست. مثلاً روزي دادن به انسان، چيزي جداي از آفريدن دستگاه گوارش براي او و آفريدن مواد خوراكي در محيط زندگي او نيست. به ديگر سخن، اينگونه مفاهيم از روابط آفريدگان با يكديگر انتزاع ميشود و مصداقي منحاز از آفرينش آنها ندارد. بنابراين با اثبات توحيد در خالقيت، توحيد در تدبير امور و ساير شئون ربوبيت نيز ثابت ميگردد.
توحيد در افاضهٔ وجود
همچنين معناي ديگر توحيد، انحصار تأثير استقلالي و افاضهٔ وجود به ذات مقدس الهي است كه شواهد فراواني در آيات و روايات دارد و با توجه به برهاني كه براساس اصول حكمت متعاليه براي توحيد در خالقيت و ربوبيت اقامه شد، به خوبي اثبات ميگردد. ولي در اين زمينه كژانديشيهايي وجود دارد كه بايد به آنها توجه كرد و از سقوط در درههاي افراط و تفريط پرهيز نمود.
از يك سوي گروهي از متكلمين (اشاعره) به استناد ظواهر دستهاي از آيات و روايات، بهكلي سلب تأثير از علل متوسطه نموده و اساساً منكر عليت و تأثير براي آنها شدهاند و خداي متعالي را فاعل بيواسطه براي هر پديدهاي قلمداد كردهاند و معتقد شدهاند كه عادت الهي بر اين جاري شده كه در شرايط خاصي پديدهٔ معيّني را بهوجود بياورد وگرنه اسباب و شرايط، هيچ تأثيري در پيدايش آن ندارند.
از سوي ديگر، گروه ديگري از متكلمين (معتزله) به نوعي استقلال در تأثير، بهخصوص در مورد فاعلهاي اختياري قائل شدهاند و استناد افعال اختياري انسان را به خداي متعالي صحيح ندانستهاند؛ و اين يكي از اصليترين اختلافات بين اين دو مكتب است.
امافلاسفه هرچند استناد باواسطهٔ همهٔ پديدهها حتي افعال اختياري انسان رابه خداي متعالي صحيح ميدانستند، اما اين استناد را تنها بر اساس علهٔالعللبودن واجبالوجود توجيه ميكردند،تا اينكه صدرالمتألهين تبيين صحيحي از رابطهٔ عليت بهدست داد و ثابت