آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٣ - معاني توحيد
معاني توحيد
توحيد و يگانگي خداي متعالي اصطلاحات گوناگوني در فلسفه و كلام و عرفان دارد كه مهمترين اصطلاحات فلسفي آن عبارت است از:
١. توحيد در وجوب وجود، يعني هيچ موجودي جز ذات مقدس الهي، واجبالوجود بالذات نيست.
٢. توحيد بهمعناي بساطت و عدم تركيب كه داراي سه معناي فرعي است:
الف) عدم تركيب از اجزاء بالفعل؛
ب) عدم تركيب از اجزاء بالقوه؛
ج) عدم تركيب از ماهيت و وجود.
٣. توحيد بهمعناي نفي مغايرت صفات با ذات، يعني صفاتي كه به خداي متعالي نسبت داده ميشود، مانند صفات ماديات، از قبيل اعراضي نيستند كه در ذات وي تحقق يابند و به اصطلاح «زائد بر ذات» باشند، بلكه مصداق آنها همان ذات مقدس الهي است و همگي آنها عين يكديگر و عين ذات ميباشند.
٤. توحيد در خالقيت و ربوبيت، يعني خداي متعالي شريكي در آفريدن و تدبير جهان ندارد.
٥. توحيد در فاعليت حقيقي، يعني هر تأثيري كه از هر فاعل و مؤثري سربزند، نهايتاً مستند به خداي متعالي است و هيچ فاعلي استقلال در تأثير ندارد «لا مؤثر في الوجود الاّ اللّه».