آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤ - مقتضي و شرط
ضرورت دارد، چنانكه حرارت گاهي در اثر جريان الكتريكي در سيم برق و گاهي در اثر حركت، و گاهي هم در اثر فعل و انفعالات شيميايي پديد ميآيد، و در اين صورت علت را «جانشينپذير» مينامند.
علت داخلي و خارجي
علت گاهي بهگونهاي است كه با معلول متحد ميشود و در ضمن وجود آن باقي ميماند، مانند عناصري كه در ضمن وجود گياه، يا حيوان باقي ميماند، در اين صورت آن را «علت داخلي» مينامند، و گاهي وجود آن خارج از وجود معلول خواهد بود، مانند وجود صنعتگر كه خارج از وجود مصنوعش ميباشد، در اين صورت آن را «علت خارجي» ميگويند.
علت حقيقي و اعدادي
علت گاهي به موجودي اطلاق ميشود كه وجود معلول وابستگي حقيقي به آن دارد، بهگونهاي كه جدايي معلول از آن محال است، مانند عليت نفس براي اراده و صورتهاي ذهني كه نميتوانند جداي از نفس تحقق يابند و يا باقي بمانند، در اين صورت آن را «علت حقيقي» مينامند، و گاهي به موجودي اطلاق ميشود كه در فراهم آوردن زمينهٔ پيدايش معلول مؤثر است، ولي وجود معلول وابستگي حقيقي و جداييناپذير به آن ندارد، مانند پدر نسبت به فرزند، در اين صورت آن را «علت اِعدادي» و يا «مُعِد» ميخوانند.
مقتضي و شرط
گاهي پيدايش معلول از علت متوقف بر وجود حالت و كيفيت خاصي است. در اين صورت ذات علت را «مقتضي» يا «سبب» و حالت و كيفيت لازم را «شرط» مينامند.
نيز گاهي شرط را بر چيزي كه موجب پيدايش حالت مزبور ميشود اطلاق ميكنند، چنانكه نبودن مانع از تأثير را «شرط عدمي» ميخوانند.