آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٩ - خلاصه
خلاصه
١. دربارهٔ اعراض چهار قول وجود دارد:
الف) قول ميرداماد كه عرض مانند جوهر، جنس عالي است و داراي نه نوع كلي ميباشد.
ب) قول مشهور كه هريك از نه مقولهٔ عَرضي، جنس عالي است و حمل «عَرض» بر آنها حمل ذاتي نيست.
ج) قول صاحب بصائر (عمربنسهلان ساوجي) كه مقولات عَرضي عبارتاند از كميت، كيفيت و نسبت، و مقولات نسبي انواعي از نسبت بهشمار ميروند.
د) قول شيخ اشراق كه مقولات عرضي عبارتاند از سه مقولهٔ نامبرده بهعلاوهٔ حركت.
٢. مفهوم جوهر و عرض از قبيل معقولات ثانيهٔ فلسفي است و جنس براي هيچ ماهيتي نيست.
٣. مفهوم حركت، مفهومي است كه از وجود سيال انتزاع ميشود و از قبيل مفاهيم ماهوي نيست.
٤. كميت عَرضي است كه ذاتاً قابل قسمت ميباشد.
٥. كميت به دو قسم كلي منقسم ميشود: متصل (مقدار هندسي) و منفصل (عدد).
٦. از نظر فلاسفه، واحد مبدأ عدد است نه نوعي از اعداد.
٧. عدد را نميتوان عَرض خارجي و داراي مابازای عيني دانست؛ زيرا با افزودن واحدي بر واحد ديگر، هيچ امر عيني ديگري در آنها تحقق نمييابد. نيز عدد اشياء با اختلاف لحاظها و اعتبارات تغيير ميكند.
٨. شاهد ديگر بر اعتباري بودن عدد، نسبت دادن آن به مجردات و ماديات، و به امور خارجي و ذهني و اعتباري يكسان است.
٩. كميت متصل در واقع چهرهاي از وجود جوهر مادي، و شأني از شئون آن است.
١٠. مقولات نسبي عبارتاند از: اضافه، اَين، متي، وضع، جِده، اَن يفعل، اَن ينفعل.
١١. مقولهٔ اضافه، مشترك بين مجردات و ماديات است، ولي ساير مقولات نسبي، مخصوص ماديات ميباشند.