آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٥ - نظريهٔ صدرالمتألهين
نظريهٔ صدرالمتألهين
صدرالمتألهين با پذيرفتن نقطههاي مثبتي كه در سخنان پيشينيان دربارهٔ زمان وجود داشته، و با تكيه بر آنها به زدودن نقاط ضعف و جبران كمبودها و كاستيهاي نظريهٔ ايشان ميپردازد و در نتيجه نظريهٔ جديدي را ارائه ميدهد كه مسئلهٔ زمان و مسئلهٔ حركت جوهريه را توأماً حل ميكند و حقاً بايد آن را يكي از ارزشمندترين ابتكارات وي در فلسفه بهشمار آورد.
اما نقطههاي مثبت عبارتاند از:
١. زمان امري ممتد و انقسامپذير، و به يك معنا از كليات است؛
٢. زمان و حركت رابطهاي نزديك و ناگسستني دارند و هيچ حركتي بدون زمان تحقق نمييابد؛ چنانكه تحقق زمان بدون وجود نوعي حركت و دگرگوني پيوسته و تدريجي امكان ندارد. چه اينكه گذشت اجزاء پيدرپي زمان، خود نوعي دگرگوني تدريجي (حركت) براي شيء زماندار است.
اما نقطههاي ضعفي كه وي در سخنان ايشان يافته و درصدد جبران آنها برآمده عبارتاند از:
١. ايشان زمان و حركت را از اعراض خارجيهٔ اشياء دانستهاند، در صورتي كه بهنظر وي آنها از عوارض تحليليه ميباشند و چنان نيست كه بتوان براي آنها وجودي منحاز از وجود موضوعاتشان در نظر گرفت، بلكه تنها در ظرف تحليل ذهن است كه صفت و موصوف، و عارض و معروض از يكديگر انفكاك ميپذيرند وگرنه در ظرف خارج، بيش از يكي وجود ندارد؛
٢. ايشان حركت را به اعراض اختصاص دادهاند و ازاينرو انتساب بيواسطهٔ زمان را به اجسام انكار كردهاند، در صورتي كه اصليترين حركات را بايد حركت در جوهر دانست؛ زيرا محال است چيزي كه در ذات خود امتدادي گذرا نداشته باشد، بهواسطهٔ امر ديگر متصف به كميت گذرا گردد، چنانكه توضيح آن در مبحث حركت خواهد آمد.