آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١٣ - خلاصه
خلاصه
١. قضا بهمعناي گذراندن و به پايان رساندن، و تقدير بهمعناي اندازهگيري است و ازاينرو مرتبهٔ تقدير قبل از مرتبهٔ قضا خواهد بود.
٢. تقدير و قضا از صفات فعليهٔ الهي است و براي تعيين جايگاه آنها بايد مراتب فعل را مورد توجه قرار داد.
٣. عقل با توجه به تساوي نسبت ماهيت به وجود و عدم، مفهوم امكان (ذاتي) را انتزاع ميكند و آن را ملاك احتياج به علت ميشمارد تا آن را از حد تساوي خارج، و به حد وجوب و ضرورت برساند و آنگاه آن را ايجاد كند تا بهوجود بيايد. اما ترتب اين مفاهيم، عقلي است نه خارجي.
٤. اگر علت مركب باشد، در صورتي ميتواند معلول را ايجاب كند كه همهٔ اجزايش تحقق يافته باشد وگرنه نسبت معلول به علل ناقصه، نسبت امكاني (امكان بالقياس معلول نسبت به علل ناقصه) خواهد بود.
٥. يكي از اجزاء علت تامه در مورد فعل قصدي، ارادهٔ فاعل است كه معلول بدون آن ضرورت نخواهد يافت.
٦. حصول اراده به نوبهٔ خود، منوط به تصور و تصديق و شوق است كه ترتب ديگري را بايد در ميان آنها در نظر گرفت.
٧. با تجريد اين مفاهيم از جهات نقص ميتوان نتيجه گرفت كه هر فاعل مختاري بايد علم بهكار و نتيجهٔ آن و كيفيت ترتيب مقدمات بهگونهاي كه نتيجه بدهد و نيز محبت اصلي به نتيجهٔ كار و محبت فرعي بهكار داشته باشد.
٨. تعيين حدود و مشخصات كار و نيز تعيين مقدمات و شرايطي كه براي انجام آن لازم است، «تقدير» و قطعيت يافتن آن، «قضاء» ناميده ميشود كه هركدام از آنها به «علمي» و «عيني» قابل تقسيم است.
٩. باتوجه بهاينكه همهٔ موجودات امكاني مخلوق بيواسطه ياباواسطهٔ خداي متعالي