آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٩ - پيوستگي حركات جوهريه
تدريجي از قوه به فعل» تعريف كردهاند كه قوه، مبدأ حركت و فعليت، منتهاي آن بهشمار ميرود. اما قوه ناميدن جزء سابق حركت نسبت به جزء لاحق، اصطلاح خاصي است كه بهحسب آن، بقاء چيزي از جزء سابق لازم شمرده نميشود و در اين صورت، ديگر جايي براي سير تدريجي از قوه به فعل و فاصلهٔ زماني بين آنها باقي نميماند.
بهنظر ميرسد كه تطبيق تعريف مزبور بر حركات جوهري بسيار دشوار است و تنها در مورد صورتهاي متراكب كه صورت زيرين قبلاً موجود باشد، ميتوان آن را نسبت به تحقق صورت فوقاني كه عين حركت جوهريه ميباشد بالقوه دانست، هرچند خودش هم عين حركت است؛ زيرا بقاء جزئي از حركت آن، هنگام تحقق يافتن صورت فوقاني كافي است. اما در مورد حركت جوهري بسيط و يكنواخت، نميتوان قوه و فعل را بهعنوان دو موجود خارج از متن حركت و بهعنوان مبدأ و منتهاي آن اثبات كرد.
راستي اگر فرض كنيم كه تنها جسم بسيطي در عالم وجود داشته باشد و همواره با همان مرتبهٔ وجودي خاص خودش در طول زمان باقي بماند و پيوسته اجزاء بالقوهٔ آن موجود و معدوم گردد، آيا ضرورتي دارد كه موجودي قبل يا بعد از آن بهعنوان مبدأ يا منتهاي آن وجود داشته باشد؟
بنابراين رجحان تعريف «تغير تدريجي» براي مطلق حركت، بر ساير تعاريف وضوح بيشتري مييابد.
پيوستگي حركات جوهريه
در درس بيست و نهم بحثي دربارهٔ وحدت جهان مطرح شد و معاني مختلفي كه براي آن تصور ميشد مورد بررسي قرار گرفت، ولي اثبات وحدت به هيچكدام از معاني يادشده، در گرو اثبات حركت جوهريه نبود. اما گاهي براي اثبات وحدتِ جهان مادي، به حركت جوهريه استناد ميشود، بلكه وحدت جهان بهعنوان يكي از نتايج قول به حركت جوهريه قلمداد ميگردد و چنين گفته ميشود كه با اثبات حركت جوهريه، كل جهان مادي حركت